تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كرمان ( سلجوقيان و غز دركرمان ) ( فارسى ) — صفحة مقدمه 36

مساهمون:

صمقدمه ٣٦
« تار را به نهايت امتياز ميزد . » « 1 » و اين موسيقيدانى و حال و جذبهء او موجب شد كه بقول حاج نايب الصدر : « در انواع موسيقى و صوت شهرهء آفاق شد ، و حاكم اصفهان و اعيان آن ملك بىحضور او انجمن نمىنمودند . . . و تلاميذ بسيار از خوبان شهر به وسائط و وسائلى ذكورا و اناثا ربودهء او بودند ، و بعضى حاسدين چندين مرتبه به او سرمه خوراندند » « 2 » . مخالفان ، خصوصا روحانيون شهر كه بازار درويش را گرم ديدند ، در فكر نابودى او افتادند ، نقطهء ضعف او نواختن ساز بود ، شايع كردند كه او آيات قرآن همراه با ساز ميخواند . در باب ساز زدن مشتاق ، برخى - از جمله شيخ يوسف استر - آبادى - گويد كه بعد از تشرف به فقر از تار زدن دست كشيده بود . ديگرى نيز روايت كرده است كه خود مشتاق گفته بود : « اوقاتى كه در ملازمت كريم خان [ زند ] بودم به تار زدن اشتغال داشتم ، پس تارك شدم ، پس از چندى ناخوشى دماغ پيدا كردم ، اطباء گفتند از ترك اين عادت است و بايد مشغول باشى كه الضرورات تبيح المحظورات ، در شبانه‌روزى يك دو بار تار مىزنم ، بدون حضور اغيار و محض رضاى خالق جبار » . « 3 » انكار مريدان تار زدن مرشد را ، ظاهرا دليل بر عدم آگاهى آنان است ازين نكته كه از هرگوشه‌اى راهى به خدا هست ، ظاهر اينست كه ايشان داستان مولوى را كه گويد :
آن شنيدستم كه در عهد عمر * بود چنگى مطربى با كروفر بلبل از آواز او بى خود شدى * يكطرب ز آواز خوبش صد شدى
به ياد ندارند و نميدانند كه آن پير چنگى تا كجا با خدا همراه بود .
هامش
( 1 ) - آقاى خالقى گويد ، مشتاقعلى شاه ، بر سه‌تار ، سيمى ديگر افزوده است ( در واقع چهارتارى اختراع كرده ) و اين سيم اضافى در اصطلاح موسيقىدانان بنام خود او معروف و مشهور به سيم مشتاق شده است . ( سرگذشت موسيقى ايران ) ( 2 و 3 ) - طرائق الحقائق ص 86