رحم كنيد
بارى ، جمعى « خدمت ملا عبد اللّه مجتهد و امام جمعه ميرفتند و ميگفتند كه صوفيه در شهر كمال استيلا را بهمرسانيدند و تصوف به نحوى شايع است كه اينك درين بلاد شريعت منهدم بلكه منعدم خواهد شد . » « 1 »
ملا عبد اللّه منتظر فرصت بود تا ماه رمضان فرا رسيد و اجماع خلق فراهم آمد ، روز بيست و يكم ماه رمضان 1206 قمرى ، « 2 » هنگاميكه « ملا عبد اللّه بر عرشهء منبر بود و موعظه مينمود ، درويش داخل مسجد شده در گوشهاى خارج از جمعيت به اداء فريضه مشغول شد . »
مرحوم وزيرى گويد كه آخوند از بالاى منبر حكم به قتل و رجم درويش نمود . اما من از جمعى شنيدم « 3 » كه آقا محمد صادق پسر آخوند كه در سلك روحانيان و در بين جمعيت بود فرياد زد كه « آقا حكم به رجم درويش نمودهاند » ،
گفت اينك هست وقت اجتهاد * تيغ ميبايد كشيدن در جهاد
قتل اين درويش و يارانش كنيد * تيغ بر كف سنگبارانش كنيد
و خود پيش افتاد و درويش را گرفتند و از زاويهء جنوبى مسجد به طرف شرقى و در شمالى مسجد كشيدند و از در بيرون كردند . در محلى كه امروز شبستان مسجد است ، و آن روزها تلى بوده است « 4 » ، درويش را نگاهداشتند و به سنگ زدن پرداختند ، مريدى از مريدان بنام درويش جعفر خود را بر روى مشتاق افكند كه او نيز كشته شد ، ميرزا محمد تقى وقتى رسيد كه كار از كار گذشته بود .
گويند در آن لحظه كه ميخواستند مشتاق را سنگباران كنند ، رو به مردم كرده
هامش
( 1 ) - تاريخ وزيرى ص 349
( 2 ) - مرحوم وزيرى سال مرگ مشتاق را 1205 نوشته است و حال آنكه ساير تواريخ عموما از آن جمله روضة الصفا و طرائق الحقايق 1206 نوشتهاند و ماده تاريخ او اينست « قطره پويا سوى بحر بيكران شد » كه برابر با 1206 است .
( 3 ) - از آنجملهاند آقاى على پولادى از معمرين فرهنگى .
( 4 ) - موسوم به تل خرفروشان .