تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كرمان ( سلجوقيان و غز دركرمان ) ( فارسى ) — صفحة 225

مساهمون:

ص٢٢٥

توضيحات و اضافات

ص سى و هفت مقدمه : آقا محمد صادق ؛ همانطور كه در مقدمه گفته‌ايم نام پسر آخوند را مردم كرمان ملا محمد صادق بخاطر دارند ، اما مرحوم شيخ يحيى در يادداشتهاى خود او را ملا ابو الفضل خوانده و گويد « بىخبر والد خود مرتكب اين عمل شده » . . ص 3 - جلوس قاورد . در جهان‌آرا همانطور كه نقل شده سبع و ستين و اربعمائه است و البته غلط است زيرا قاورد به روايتى در 465 يا 466 كشته شده و فرمان حكومت او بر كرمان در واقع به قول حبيب السير در ثلث و ثلثين و اربعمايه ( 433 ) صورت گرفته است . ص 5 - كفچ يا قفص ، [ با ضم قاف ] ياقوت گويد ، القفس [ با سين ] كوهستانى است در كرمان كه مردمى چون كردها در آن سكنى دارند ، آنها را بنام « قفس و بلوص » ميخوانند راجز نام آنان را در شعر آورده و گويد :
كم قطعنا من عدو شرس * ز ط و اكراد و قفس قفس
رهنى گويد كه جبال قفس پيوسته به درياست و مردم آن اصلا يمانى هستند و از طايفهء ازدبن الغوت ، . . . اما پيرو دين اجداد نيستند بلكه ابتدا بت‌ها و اصنام را مىپرسيدند و سپس به عبادت آتش پرداختند و بعد از آنكه كرمان بدست مسلمين فتح شد تا امروز هرگز از حاكمى اطاعت نكرده‌اند با همهء اينها در اين كوهستان نه آتشكده هست و نه معبد يهود و نه كليساى نصارى و نه نمازخانهء مسلمانان ، و شنيدم كه در اين كوهستان بت فراوان يافته‌اند . در باب زبان مردم آنجا اصطخرى گويد ، قفص‌ها علاوه بر فارسى زبان خاص قفصى هم دارند ، همينطور بلوص‌ها و بارزيها كه علاوه بر زبان فارسى زبان ديگرى دارند ، ( مسالك الممالك ص 170 ) . دمشقى گويد : جبال قفص مركب از هفت رشته كوه است . . . ( نخبة الدهر ص 176 ) . احتمال ميرود كه اين وجه تسميه از نام طوايف كوشى كه در تواريخ پيش از اسلام از آن نام برده شده است و ظاهرا در حوالى درياى عمان و حدود هرمز ساكن بوده‌اند گرفته