تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كرمان ( سلجوقيان و غز دركرمان ) ( فارسى ) — صفحة 226

مساهمون:

ص٢٢٦
شده باشد ، ميتوان اين كلمه را با كشور كوشان كه نام كوشانشاه را در زمان ساسانيان به كرات بخاطر مىآورد ارتباط داد و احتمالا با هندوكش نيز آن را پيوست . امروز كوچ‌ها ( با فتح كاف بر وزن اوج ) در كرمان طايفه‌اى از كولىها را گويند كه دائما در حال نقل و انتقال هستند و بسا احتمال كه مصدر كوچيدن را هم بتوان با اين نام ارتباط داد و وجه اشتقاقى براى آن پيدا كرد . امروز هم طايفه‌اى كوچك بنام « كوچمى » در حدود جيرفت سكونت دارند و مركز آنان قريهء كوچم ( با ضم چ ) در حوالى هنزا از قراء ساردويه است . ص 5 - سربيزن [ با فتح سين و زاء ] در متن كتاب بيشتر به صورت سرپژن آمده ولى صحيح آن سربيزن است و آن از دهات ساردو است ( اسامى دهات كشور چاپ وزارت كشور ص 466 ) ، اين آبادى نزديك هنزا قرار دارد . ص 5 - جيرفت ، اين كلمه در البلدان يعقوبى به صورت جيربت [ با ضم راء ] هم آمده است . ص 11 - ما بين كرك ، چنين است در اصل . . . امروز اين آبادى كه بعد از فهرج قرار دارد به صورت گرگ ( با ضم گاف ) تلفظ مىشود و آبادى بعد از آن را كه نصرت آباد است ، نصرت آباد گرگ خوانند ، و اين غير از آبادى كروك است در بم كه با كسر كاف خوانده مىشود . ص 14 - مرگ الب ارسلان در سال 465 ه . بوده است در مرو ، و سنايى در باب آن گويد :
چه دارى بالش و نالش ز اقبالى و ادبارى * كه تا برهم زنى چشمى نه اين بينى نه آن بينى سر الب ارسلان ديدى ز رفعت رفته بر گردون * به مرو آتا به گل اندر تن الب ارسلان بينى . . .
ص 15 - احتمال دارد سادات معروف به چنارى از اولاد دخترى قاورد باشند و خانهء معروف به چناريها در محلهء شاه عادل كه در كنار مسجد و مقبرهء تورانشاه قرار دارد و وقف است منسوب به آن خاندان باشد . ص 16 - توضيح حاشيه اين است ؛ ظاهرا از طرف خواجه نظام الملك براى وساطت بين عم و برادرزاده يعنى قاورد و ملك شاه اقداماتى شده است كه نتيجه نداده است ، در اخبار الدولة السلجوقيه آمده است كه ملكشاه به عم خود قاورد نامه‌اى نوشت ، نامه‌اى كه « يطيب القلب و يكشف الكرب » ( ص 55 ) ، و باز در همان كتاب آمده است : « نظام الملك وزير نامه‌اى به قاورد نوشت و در آن مواعظ و نصايح فراوان كرد و او را به راه رشاد و سداد خواند ولى نتيجه نداد ، قاورد به اصفهان رفت و ملك -