تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كرمان ( سلجوقيان و غز دركرمان ) ( فارسى ) — صفحة مقدمه 30

مساهمون:

صمقدمه ٣٠
و لشكرى بدان انبوهى ، و هيچ وجه تعيش و علوفه موجود نه ، چه آنچه موجود بود غز ولايت را تاراج كرده بود . » دو سال بعد : « امير قطب الدين مبارز و امير نظام الدين محمود [ ملوك شبانكاره ] باده هزار سوار و پياده از ايگ بر آمده و به راه جيرفت عزيمت نمودند . . . در سنهء 600 هلالى در خزانهء ديوان هيچ نماند ، اصحاب ديوان [ نظام الدين ] هيچ تدبير صايب‌تر از قسمت ولايت ندانستند . . . قلم ستم روان كردند و آسياء بلاء و دور جور گردان ، و رعيت سوختهء بيچاره را به دست شبانكاره باز دادند تا به هريك دينار كه استخراج ميكرد ، چند چوب بر رعاياء مسلمان بيگناه ميزدند . . . و بر مواشى ولايت خراجى نهادند ، و از جهودان و گبران جزيتى بستدند ، . . . خواص و عوام و محترفه و غير هم بدين محنت درماندند . . . و درين ميان هركس كه زور بازوئى داشت ميگريخت ، و زن و فرزند را به چوب باز ميداد » . « 1 » اين سخت‌گيرى نيز به انقلابى تازه منجر شد : « و عوام غلبه كردند و گرد سراى فرو گرفتند و دروازه‌ها را بشكستند و زعما و بازياران و اهل ربض در شهر آمدند و شب را در طعن و ضرب به روز آوردند . . . و چون روز آمد ، شبانكاره را يا كشته بودند و يا در قبض آورده . . . و جمله سراى و خزينهء او [ نظام الدين ] بر باد و تاراج فنا شد و بدست عوام افتاد ، و نظام الدين و پسران را مقيد كردند » « 2 » نظام الدين را در چاه قلعه زندانى ساختند ، ولى البته از ترس برادرش « مدت شش ماه و هشت روزه ، هيچ آفريده‌اى سر به بالش استراحت ننهاد » . در همين احوال از طرف اتابك سعد زنگى نيز نماينده‌اى به كرمان آمد و او عماد الدين محمد بن زيدان بود ، پشت سرش فخر الدين عباس نامى به نيابت آمد ( 604 ه . ) و هم او بود كه مثل زمان ساسانيان براى اينكه رعيت را آزار دهد ، از بازديد محصول و بر آورد ماليات برخاست املاك كوتاهى ميكرد و هيچكس هم جرأت برداشت حاصل را نداشت .
هامش
( 1 ) - متن كتاب ص 207 ( 2 ) - متن كتاب ص 209
تاريخ كرمان ( سلجوقيان و غز دركرمان ) ( فارسى ) — صفحة مقدمه 30 | محمد ابراهيم باستانى پاريزى / محمد بن ابراهيم