خاتمه در ذكر پادشاهى ملك دينار و اولاد او در كرمان ، و جمعى ديگر بر سبيل اجمال تا زمان طلوع رايت قتلق سلطان براق حاجب
گفتار در رسيدن ملك دينار به ولايت كرمان
ملك دينار بيست و دويّم رمضان سنهء 581 هجرى ، از راه بيابان كوبنان ، به رستاق كوبنان به ديه آويز « 1 » سر بيابان نزول فرمود ، با جمعى اندك « 2 » .
و از راه بيابان به جانب راور شد ، تا به خبيص رود بر عزم نرماشير .
و چون خبر ورود او به بردسير رسيد ، سوار و پيادهء شهر ، جمع كردند - قريب سيصد مرد - و به خبيص شدند ، به عزم آنكه مانع مرور او باشند . چون مسافت
هامش
( 1 ) - عقد العلى : ديه آريز .
( 2 ) - جريان فرار ملك دينار از سرخس و آمدن او به كرمان بقول جوينى ازينقرار است :
سلطانشاه مغافضة به سرخس بر سر ملك دينار كه يكى بود از امراى غز ، دوانيد و اكثر ايشان را طعمهء شمشير كرد ، و ملك دينار خويش را در خندق قلعه انداخت ، و از حصار او را به موى از آب بركشيدند ، و بقاياى غزان به حصار پناهيدند . و سلطانشاه متوجه مرو شد ، و آنجا ساكن گشت ، و لشكر ختاى را بازگردانيد ، و دائما تاختن به سرخس مىبرد تا اكثر غزان متفرق گشتند .
و چون ملك دينار در قلعه عاجز شد ، و اكثر حشم ازو برگشتند ، و او مانند دينار ناسره در بن صره بماند ، ايلچى نزديك طغانشاه فرستاد و بسطام عوض سرخس ازو التماس كرد .
ملمتس او را مبذول فرمود و امير عمر فيروز كوهى را به سرخس فرستاد ، تا قلعه به دو تسليم كرد . ( دينار قلعه را به امير عمر داد ) و خود به بسطام رفت .
چون سلطان تكش بر عزيمت عراق از خوارزم به جاجرم رسيد ، ملك دينار ، دينار و ملك خود بگذاشت و به طغانشاه متصل گشت . . . . طغانشاه باده هزار مرد آراسته با دينار و خواسته بر عزم مصاف متوجه سرخس شد ، چون در « آسياى حفص » روز چهارشنبه بيست و ششم ذى الحجهء سنهء ست و سبعين و خمسمايه [ 576 ] آسياى حرب در دوران آمد . . . سلطانشاه به قوت الهى كامران شد و غنايم بسيار از مال و خواسته به خزانهء او رسيد و از جملهء آن غنايم سيصد تخت نرد به خزانهء سلطانشاه رسيده بود . . . و ملك دينار بجانب كرمان رفت و اتراك غزى بهر كجا مانده بودند به دو متصل شدند . ( جهانگشاى جوينى ج 2 ص 22 )