و از خاك بر گرفتهء ملك بهرامشاه است و در قلعهء بم به حكم اختيار او كوتوال ، و چند سرهنگ دارد ، اگر اين ملك را رمقى و اين كار را رونقى خواهد بود جز به معونت او نباشد . محمد شاه را برداشت و با جمعى از غلامان و حشم خويش روى بجانب بم نهاد .
گفتار در ذكر مبادى احوال سابق الدين على سهل « 1 » و مقام او در كرمان و رفتن اتابك محمد در ركاب محمد شاه به بم
على سهل از ديه حمد آباد « 2 » بود از رستاق ترشيز « 3 » از جمله شاگردان احمد خربنده كه صعلوك « 4 » و عيّار خراسان بوده است . و على سهل سرهنگى مستجمع آلات در آن پيشه و از عداد شيران آن بيشه ، و در خراسان به خدمت درگاه كريم الشرق موسوم بود ، و او را در عهد ملك طغرل چند نوبت به نامه به كرمان فرستاده .
در عهد ملك بهرامشاه در دويّم نوبت كه از ملك مؤيّد لشكر خواست ، در خدمت كريم الشرق به بم آمد و در خدمت پادشاه و بزرگان دولت هرروز ورقى از اوراق حسن اخلاق باز ميكرد و نافهاى از شمامهء شمايل خويش مىگشاد و دلها را به اظهار فنون مردى و مردمى صيد ميكرد تا از دهليز خمول و خفا ، پاى در سراى وجاهت و نباهت نهاد و چند سرهنگ بر وى گرد آمد .
چون اتابك محمد از ملك ارسلان گشته بجانب بم آمد و بهرامشاه را برداشته به بردسير ميبرد ، چنان كه « 5 » مشروح گذشت ، بهرامشاه چند سرهنگ ديگر مضاف
هامش
( 1 ) - اين نام در عقد العلى ( ص 39 ) شايق الدين على سپهسالار آمده است .
( 2 ) - در ن . ل : دير حمد آباد ، در بدايع بيانى : ديه محمد آباد .
( 3 ) - ترشيز ، همان كاشمر امروزى خراسان است .
( 4 ) - صعلوك ، ( با ضم صاد ) ظاهرا همان سالوك است كه در تاريخ سيستان آمده است . ( حاشيه مرحوم بهار ص 224 ) ، و اينان مردمانى بودند عيار كه سالها كوهستانهاى خراسان را از خود كرده ، اطاعتى از حكام و امرا نداشتند . و از جملهء آنان بود ، در زمان يعقوب ليث ؛ احمد بن - عبد اللّه خجستانى و ابو بلال خارجى و غيره - « اينان راهزنى كردندى و گفتندى كه ، حق خويش قبل از عطاهاى مسلمين برگيريم و هرچه در راهزنى بستندى گفتندى : سلطان را خبر كنيد كه فلان مبلغ مال صعلوكان گرفتهاند »
در باب عياران و عيارى رجوع فرمائيد به فصل اختصاصى كتابى كه اينجانب دربارهء يعقوب ليث نگاشتهام و به زودى منتشر خواهد شد .
( 5 ) - در اصل : چنانچه