واژهء عربى ذات ، به معنى شخص ، وجود ، در همهء موارد به مفهوم رتبهاى شخصى است ، ولى تعداد سربازان تحت فرمان دارندهء آن را مشخص نمىكند ، در حالى كه واژهء سوار رقم مطلوب اسبها يا سوارانى را كه دارندهء آن مسئول آنهاست ، عرضه مىدارد . او مواجبى دريافت مىدارد كه غالبا درآمدهاى يك روستا يا ناحيهاى است كه او از آنجا بايد مخارج سواره نظام خود را تأمين كند ؛ اين جاگير « 1 » او بوده است ، لغتى كه با تيول ما تطبيق كامل ندارد .
در كنار آن مواجبى ماهيانه پرداخت مىشد كه به هيچ وجه شامل تمام سال نمىشد ؛ برخى عايدى 12 ماهه و ديگران 8 تا 5 ماهه داشتند . اين هم بر اساس روپيه ، نقره محاسبه نمىشد ، بلكه بر اساس كم ارزشترين سكهء مسى ، يعنى دام « 2 » بود كه هر 40 دام يك روپيه مىشد . بدينترتيب رقمى نجومى به دست داده مىشد و با اهميتترين كارمند ، يعنى بخشى ، سرحسابدار نظامى ، وظيفهء غبطهآورى براى حل تقريبا منصفانهء تمام اين مشكلات پيچيدهء مالى نداشته است .
يك نمونه طبق گفتهء ابو الفضل چنين است : يك يوزباشى معمولى ماهانه 28000 دام 700 روپيه دريافت مىدارد ( به طور نظرى ) . از آن بايد به هر يك از 10 مردى كه مسئوليت آنها با او بود ، 20 روپيه بپردازد ؛ از 500 روپيه باقىمانده بايد مخارج 10 اسب ( كه باز هم هر يك طبق نژاد متفاوت درجهبندى شدهاند ) ، 3 فيل ، 10 شتر ، و 5 وسيلهء نقليه را تأمين كند كه مجموعا 313 روپيه مىشود . براى مخارج شخصى او 187 روپيه باقى مىماند كه در آن زمان مىشد با آن كاملا خوب زندگى كرد . ( 1 ) قابل درك است كه منصبداران ، بهويژه در درجات بالاتر مىكوشيدند در صورت امكان سربازان كمى داشته باشند ؛ آنها در واقع فقط در زمان جنگ لازم بودند ، و وقتى كسى درجهء 3000 ذات / 1500 سوار را داشت ، اين اصلا بدين معنى نبود كه او واقعا مخارج 1500 سوار را پرداخت مىكند . اضافات را او از جيب خود تأمين مىكرده است . در مورد اسبها نيز عينا مثل سربازان بود ، اكبر نظمى برقرار كرد كه اسبها علامت داغ داشته باشند تا بدينوسيله هنگام بررسى و معاينه روشن باشد كه آيا منصبدار واقعا اسب خود را آورده يا كه احتمالا براى اين مقصود اسب شخص ديگرى را عاريه گرفته است . ( 2 ) براى اينكه موضوع را پيچيدهتر كنند ، در ميان سواران يك منصبدار ، غير از سوار معمولى سرباز دو اسبه « 3 » ، و سه اسبه « 4 » ، كه داراى 2 اسب و 3 اسب بودند ، نيز وجود داشت .
احدى « 5 » ، گروه ويژهاى از سربازان بودند كه به طور كل نمىتوانستند منصبدار شوند - البته گاه و بىگاه همانطور كه قبلا هم گفته شد يكى از آنها پيشرفت مىكرد . آنها مستقيما زير نظر فرمانروا قرار داشتند و
هامش
( 1 ) .jagir .( 2 ) .dam .( 3 ) .duaspa .( 4 ) .sihaspa .( 5 ) .ahadi .