ولى يك تفاوت بزرگ وجود داشت ؛ اشراف « 1 » ، « اصيل زادگان » ، خانوادههاى مسلمانى بودند كه زمانى از آن سوى مرزهاى شبه قاره ، يعنى از عربستان ، ايران يا منطقهء تركستان آسياى مركزى ، چه به عنوان سربازان و فاتحان ( مثل خيلى از خانوادههاى تركنژاد يا پاتانها ) ، چه به عنوان صوفيانى كه در انديشهء سوق دادن سرزمين به آرامى به سوى اسلام بودند ، مهاجرت كرده بودند . سيدها ، اولادان حضرت محمد پيغمبر اسلام ، در اين ميان از همه ارجحتر بودند .
تعداد نسبتا كم مسلمانان كه از آنها تركها و پاتانها در حكومت هند يا بخشى از آن جانشين همديگر مىشدند ، در مقابل اكثريت هنديان قرار داشتند كه از آنها ابتدا راجپوتىهاى شجاع در زمان حكومت اكبر به سيستم دولتى پيوستند و توانستند به مشاغل بالايى دست يابند .
ولى يك منصبدار كيست ؟ اصطلاحا به معنى ، « كسى است كه شغل رسمى معينى ، يا منصبى دارد ، و تمام كسانى كه در سلسله مراتب نظامى مقامى داشتند چنين ناميده مىشدند ، » در حالى كه هميشه هم روشن نبود كه يك چنين منصبدارى چگونه تعليم ديده است ؛ و يا او را براى عنوانى كه با آن بيگانه است و شناختى از آن ندارد ، چگونه بايد درك كرد . به عنوان مثال ، يك افسر - 5000 ذات / 3000 سوار چيست ؟ آيا او 5000 سرباز و 3000 سوار با اسب دارد ؟ خير ، موضوع خيلى پيچيدهتر از اين بود .
ابو الفضل ساختار ارتش را آنگونه كه بايد مطلوب بوده باشد ، تشريح كرده است . سربازان بر حسب نظام دهگان تقسيمبندى شده بودند . پايينترين درجه را يك ده باشى « 2 » ، فرماندهء ده سرباز ، دارا بود ، سپس به بيستى « 3 » كه در مورد آن صحبتى نشده است ، مىرسيد و پس از آن يوزباشى « 4 » ، فرماندهء صد سرباز بود .
در اين رتبه ، طبقات متعددى وجود داشته است كه بر اساس قواعدى كه توصيف آن دشوار است تقسيم بندى شده بودند . از 500 ذات به بالا امير « 5 » ، ناميده مىشدند . ( جمع آن امرأ ، است كه سياحان اروپايى از آنها صحبت مىكنند ) . سپس درجات از 1000 ذات ، مينك باشى « 6 » ، تا افسر 7000 ذاتى بالا مىرود . البته حق بالاترين درجات تا حد 12000 ذات براى شاهزادگانى محفوظ بود كه در سنين پيرى فرماندهى ، بالاى 7000 تا 10000 ذات يا ساير پستهاى بالا را دريافت مىداشتند . در تصور عمومى عناوين و درجات ، در دوران حكومت شاه جهان و اورنگ زيب ، حتى درجهء 36000 ذاتى هم يافت مىشود . درجات از نظر ظاهرى هم تفاوت داشتند ؛ از 2000 ذات به بالا ، امير ، يك طبل پايهدار دريافت مىداشت ؛ پرچمها با يك تا سه دم گاو كوهى ، تومان طوق « 7 » ، نيز نشاندهندهء درجات بودند .
هامش
( 1 ) .ashraf .( 2 ) .dihbashi .( 3 ) .bisti .( 4 ) .yuzbashi .( 5 ) .amir .( 6 ) .minkbashi .( 7 ) .Tumantugh .