درختان چنار در كشمير بسيار زيبا بودند و زيبايىشان بيشتر از همه در پاييز وقتى كه برگهايشان زرد طلايى بودند ، درخشش داشت - نقاشان جهانگير اين درختان باشكوه را كه برگهاى پنجهاى آنها از گذشتههاى دور شعرا را به ياد دستهاى انسان مىانداختند كه به سوى جام شراب ( به معنى گلسرخ يا گل لاله ) دراز شدهاند ، با لذت نقاشى كردهاند . تصاوير وفور گلهاى متفاوتى مثل گلسرخ ، ياسمن ، و چمپهء بسيار معطر و همخانواده با آنها را نشان مىدهند كه انسان برايشان در كشمير و نيز لاهور ، آگرا و دهلى احساس خوشحالى مىكرد . نادر العصر « 1 » ، نقاش دربار جهانگير بيشتر از صدها تصوير از گلهاى كشمير كشيده است ، چه تك تصوير از گلهاى شاهانهء بسيار گيرا و چه گلهاى تزيينى صفحات آلبوم كه تصوير اصلى را احاطه مىكنند . گلها همواره واقعى و طبيعى ترسيم و نقاشى مىشدند و اشعار بىشمار دربارهء باغها يا توصيف آنها در اشعار مغول - چه فارسى يا اردو - شيفتگى فرمانروايان و مردم را براى باغ گواهى مىكنند .
و همواره باز هم گلسرخها در مصرعهاى شعراى مغول كه در آنجا در زيبايى باغ نمادهايى براى سعادت هر چند گذرا ديدهاند ، مىدرخشند . مير درد مىگويد :
شادى و رنج در شكل و قالب يكسان هستند - گلسرخ : * دلگشا از آنها نام ببر . . .
دل شكسته از آنها نام ببر .
و آزاد بيگلرامى همعصر او نيز گذرا بودن زندگى را از طريق باغ در مىيابد :
انسان نخست در پيرى به ارزش * عطر و رنگ پى مىبرد .
غنچه باز نشده : بىخبر و شوريده . . .
هامش
( 1 ) .Nadiral - asr .