تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در قلمروى خانان مغول ( فارسى ) — صفحة 271

مساهمون:

ص٢٧١

زبان و ادبيات

در دورهء حكومت مغولان ، ادبيات ، چه شعر چه نثر اديبانه ، تاريخ نويسى و ابيات عارفانهء مردمى ، همگى شكوفا شدند . با اينكه ادبيات زبان فارسى قرن 16 تا اوايل قرن 19 نسبتا خوب شناخته شده است و آثار تاريخى آن زمان از مدتهاى پيش توسط علما ارزيابى مىشده‌اند ، غالبا ادبياتى كه غير از فارسى به زبانهاى ديگر وجود داشته است و از آنها تعداد زيادى درست در زمان اكبر براى نخستين‌بار كتبا به رشتهء تحرير درآمده‌اند ، نديده گرفته شده‌اند . از سوى ديگر عربى ، زبان قرآن ، علوم الهيات ، و فلسفه همواره نقش مهمى داشته و نه فقط در جنوب هند ، بلكه در شمال نيز در كنار آثار مربوط به علوم الهيات ، نثر و شعر هنرى به اين زبان تأليف شده است . مهم نقش زبان تركى است ، يعنى تركى جغتايى ، زبان مادرى بابر كه تا اوايل قرن 19 دست‌كم تا حدى در قصر فرمانروا صحبت مىشده و به وسيلهء برخى از اصيل‌زادگان استفاده مىشده است . در قرن 16 زبانهاى ناحيه‌اى مثل سندى ، پنجابى و پشتو ، در ادبيات ظاهر و در واقع نخست در عرفان و سپس در ادبيات معمولى ، برجسته و مهم شدند ؛ بنگالى و كشميرى كه مدتها پيش زبان ادبيات شده بودند نيز شايان ذكر هستند . هندى - و اين مشمول زبانهاى مختلف مورد استفاده در هند شمالى مثل براج « 1 » و پورابى « 2 » مىشود - نقش مهمى ايفا مىكند و به لطف برنامهء ترجمهء اكبر و نبيره‌اش ، داراشكوه ، سانسكريت هم زبان ادبى مهمى در محدوده‌هاى اسلامى شد . سرانجام پس از پايان دورهء اورنگ زيب اردو زبان اصلى ادبيات مسلمانان هندى گرديد . ما مىخواهيم دست‌كم به صورت توصيفى كوتاه به تمام اين زبانها بپردازيم تا از تنوع زندگى ادبى دورهء مغول به ما اطلاع مختصرى داده شود . به طور كل قابل توجه است كه فرمهاى شاعرانهء تكوين يافته در ادبيات كلاسيك عربى و البته بيشتر
هامش
( 1 ) .Braj .( 2 ) .Purabi .