البته شكار با قوش نيز وجود داشت ، دستكشهاى قوشبان با لبهء برگردان عريض و سوزندوزيهاى خيلى زياد از نظر زيبايى همسان ساير آثار هنرى بودند و تصاوير مرغ شكارى اصيل در آلبومهاى نقاشى دورهء مغول گزيدهاى از زيبايى هستند .
نورجهان همچنين - همانطور كه قبلا ذكر شد - يك چوگانباز ممتاز بود . چوگان ، تا جايى كه ما مىبينيم ، در انواع ورزشها در صدر قرار داشت ، با وجود اينكه - مثل امروزه - مىتوانسته حوادثى نيز در آن رخ دهد . بازى در يك گروه چهارنفره انجام مىگرفت ، مينياتورى ، جهانگير و پسرانش پرويز و خرم ، و آصف خان شوهرخواهرش را نشان مىدهد ؛ تصاويرى از آرايش تيم خانمها ، تصويرى مشابه را عرضه مىدارد . هر بازى 20 دقيقه طول مىكشيد . اكبر حتى دستور ساخت توپى نورانى را داد تا بدينترتيب بتوان شبها نيز بازى كرد .
مبارزه بين حيوانات با علاقه تماشا مىشد و حتى امكان داشت كه غزالها را براى جنگيدن در مقابل هم قرار دهند . جنگ خروس نيز مرسوم بود و با وجود اينكه شرطبندى از نظر مقررات مذهبى ممنوع بود ، به نظر مىرسد كه در مبارزات حيوانات شرطبندى مىشده است .
اگر مبارزهء حيوانات نبود ، در هر نسلى از انواع ورزشهاى جديد ، مثل مسابقات كشتى لذت برده مىشد .
بابر غالبا از مسابقات كشتى در اردوگاهش صحبت كرده ، و جهانگير از سلطان ابراهيم عادل شاه از بيجاپور ، تقاضاى فرستادن كشتىگيرى خوب از دكن را نموده است ؛ سپس او با شور و وجد زياد توصيف مىكند كه چگونه كشتىگير بر حريف خود پيروز شده است . كشتىگير پيروز ، 1000 روپيه ، خلعت و يك فيل دريافت مىكرده است . ( 14 ) ( كشتىگيران علاوه بر اين به ارتش برده مىشدند ) .
مردى خوشبخت بود كه يك پسرش كشتىگير و پسر ديگرش پرورش دهندهء كبوتر باشد ! چون اكبر اين دو نوع ورزش را دوست داشت . او خود هنوز 3 سالش تمام نشده بود كه بر پسرعمويش در يك مسابقهء كشتى كودكانه پيروز شد . هنر پرورش كبوتر جزو سرگرميهاى محبوب مغولان بود . امروزه هنوز هم مىتوان در خانوادههاى سنتى گاه و بيگاه بازيهاى باشكوه با كبوتران را تحسين كرد .
ظاهرا براى انواع مختلف ورزشها معلم و مربى وجود داشته است ؛ مربى شمشيرباز ، يكبار به دريافت لقب ورزش خان مفتخر شده است .
ولى تفريحات ديگرى هم در دربار و اجتماع وجود داشته است . مهمترين آنها موسيقى بود . ( 15 ) غالبا از موسيقيدانان نام برده مىشود و گاهى يك موسيقيدان با نقره و طلا يا سكههايى وزن مىشده است ، يكى از آنان به اندازهء 6300 روپيه وزن داشت . ولى هيچكس معروفتر و محبوبتر از تانزن نبود كه در سال 1562 از گواليور به دربار اكبر آمد . وقتى كه او در 26 آوريل 1589 درگذشت ، جملهء مادهء تاريخ گم شدن ملودى ابداع شد . تانزن در مقبرهاى ساده در گواليور ، نزديك مقبرهء معظم محمد غوث گواليورى ، ( 16 )
در قلمروى خانان مغول ( فارسى ) — صفحة 244
مساهمون: آنه مارى شيمل
ص٢٤٤