جهانگير پوشيده در لباسى مملو از الماس ، مرواريد و ياقوت ، چهار زانو روى تخت سلطنت نشسته بود . . . ؛ اشراف و بزرگانش در بهترين لباس دور او بودند و او به آنها دستور مىداد كه شاد و خوشحال بنوشند ، در حالى كه انواع مختلف شراب در شيشههاى بزرگ اينجا و آنجا قرار داشتند .
بدينترتيب هديهاى از شراب قرمز كه سفير انگليس آورده بود ، بسيار مورد استقبال قرار گرفت .
البته جهانگير سوگند خورده بود كه پنجشنبه شبها ، شب قبل از جمعهء مقدس ، الكل ننوشد . در مورد شاه جهان ، اگر كه ما توضيحات محمد صالح كنبوه را باور كنيم ، وضع ظاهرا طور ديگرى بوده است .
اينكه اقبال بلند اعليحضرت شاه شاهان در دوران نوجوانى و شكوفايى رشدش تمايلى براى لذت شراب و ساير چيزهاى از خود بىخود كننده نشان نداده است و او به واسطهء حمايتهاى الهى از آن مصون مانده بود ، در نتيجه او از لحظهء قدرت تشخيص تا 24 سالگى اصلا هيچ تمايلى براى بادهنوشى نشان نداده و مطلقا گرفتار آن نشده بود .
جهانگير - وقايعنگار اينچنين مىگويد - او را مجبور به نوشيدن كرد ؛ ولى به طور كل او فقط در مناسبتهايى براى جشن مىنوشيد ، ولى نه از روى حرص و ولع . ( 9 ) وقتى كه او اميدوار بود دكن را زير فرمان خود آورد ، به ياد سوگند اكبر قبل از جنگ با راناسانگها افتاد و دست از شراب كشيد دستكم موقتا ؛ ظروف طلا و نقره را هم كه مغاير مقررات مذهبى بود ، بخشيد . ولى در حالى كه اورنگ زيب به عنوان مسلمان وفادار به اصول دين از الكل اجتناب ورزيد ، فرمانروايان بعدى مغول ، مثل محمد شاه رنگله ، از لذايذ ممنوعه در حد زياد لذت بردهاند .
خانمهاى دربار شاه جهان اجازه داشتند كاملا آزادانه با الكل رفتار كنند . اين را دستكم شاهدانى عينى مثل مانوچى كه البته گزارشهايشان غالبا وقايعى جنجالى هستند ، ادعا مىكنند . ولى به نظر مىرسد كه شاهزاده خانم جهانآرا براى خانمهاى ديدار كنندهاش دستور پذيرايى با شراب يا مشروبات الكلى مىداده است و در روى مينياتورها گاه خانمهاى جذابى با تنگهاى طلايى و جامهاى جواهرنشان ديده مىشوند كه شراب را براى اطمينان پيش نوش مىكنند يا ظاهرا خود آماده هستند كه كمى بنوشند .
اينكه تمايل به الكل در ميان اشراف اشاعه داشته ، موضوعى است كه از وقايع تاريخى منتج مىشود و ميرزانامه نيز دربارهء لذت الكل چيزى را از قلم نمىاندازد ، چون ميرزا نبايد زياد تسليم هوا و هوس شده باشد ، و اگر هم شده است در صورت امكان هنگام درخشش خورشيد نبوده ، بلكه « وقتى كه آسمان ابرى بوده و باران ملايمى مىباريده است » .
انسان دوست دارد بداند كه مشروبات الكلى قوى كه ابو الفضل راجع به آنها مىنويسد و در ميان آنها
در قلمروى خانان مغول ( فارسى ) — صفحة 239
مساهمون: آنه مارى شيمل
ص٢٣٩