تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در قلمروى خانان مغول ( فارسى ) — صفحة 240

مساهمون:

ص٢٤٠
مقدم بر همه از شيرهء تخمير شدهء نيشكر نام برده مىشود ، تا چه حد مورد استفاده بوده‌اند . اين مايع اگر طبق قواعد معينى سه‌بار تقطير شود ، عرقى با درجهء الكل خيلى بالا به دست مىدهد و همان‌طور كه از اشارات حاشيه‌اى مىتوان تشخيص داد با شراب انگور نيز مخلوط مىشده است - عواقب آن بد بود ! اين عينا مىتواند براى شيرهء خرما نيز معتبر باشد . گاه و بيگاه مىتوانيم نگاهى به عادات خورد و خوراك منصب‌داران بيندازيم كه بعضا زندگى بسيار ساده‌اى داشتند ، يكى از آنها از يك كبك كباب كرده دستور تهيه پلو با كارى را مىداد ، در حالى كه ديگرى روزانه مقدار غيرقابل باورى شامل 1000 عدد انبه را بايد خورده باشد ، چيزى كه به تنهايى از نظر زمانى غيرممكن است . ( 10 ) بعضيها حقيرانه مىزيستند ، ولى در عوض روزانه به 1000 فقير غذا مىدادند ، در حالى كه مردى مثل آصف خان به تجمل زياد در سر ميز غذايش عادت داشت . ولى جالب توجه‌ترين اشاره‌ها نشان مىدهد كه لذت الكل اشراف بدون سرزنش و ايرادگيرى هم پذيرفته نشده است : اميرى در كابل عده‌اى از همكارانش را براى خوردن گوشت خوك سرخ كرده ( گوشت خوك در واقع مطلقا حرام است ! ) دعوت كرد . وقتى جهانگير او را نزد خود فراخواند تا نكوهشش كند ، او جواب داد : « شراب و گوشت خوك به يك نسبت حرام هستند ، ولى در دربار اين ظاهرا فقط براى گوشت خوك اعتبار دارد . . . » . ( 11 )

سرگرمى و تفريح

ابو الفضل در آيين اكبرى « 1 » ، خواننده‌اش را در اين‌باره ، كه اشراف مغول ساعتهاى فراغت خويش را به چه نحو مىگذرانده‌اند ، . مطلع مىكند . ولى بقيهء منابع از تمام جزئيات كه تصوير را رنگارنگ مىكنند ، گزارش مىدهند . ما بدون توصيفات زندهء مطربى نويسندهء آسياى مركزى - خود مرد مسنى بود - كه دربار مغول را در سالهاى آخر حكومت جهانگير ديده است ، اطلاع نمىيافتيم كه فرمانروا چيزى از موسيقى آسياى مركزى مىفهميده و در شبى كه ماه كامل بوده ، « جشنى سفيد » برپا كرده است كه در آن همهء شركت‌كنندگان بايد لباسهاى كاملا سفيد به تن مىداشتند . ( 1 ) جهانگير خودش گزارش مىكند كه چگونه در راه منتهى به كشمير در منطقهء قكر ( نه چندان دور از اسلام‌آباد امروزى ) به همسفرانش دستور داده است كه به جاى عمامه‌هاى خود دستهء به هم بسته‌اى از گل بر سر گذارند كه در نتيجه گلزار زيبايى پديد آمده است . ( 2 ) تنها در ريتم زندگى دلايل كافى براى برپا كردن جشنها وجود داشته است . تحت اين شرايط ، مواقع
هامش
( 1 ) . آيين اكبرى ، ج 1 ، شمارهء 29 .