ختنه كردن جشن گرفته مىشد ، اكبر دستور داد در 22 ژانويهء 1573 هرسه پسر او را در جشنى بزرگ با ساز و آواز زياد ختنه كنند ، همانگونه كه در دربار شاهزادگان شرقى ، چه در مصر مملوكان و چه در دربار عثمانى در استامبول ، مرسوم بود . آغاز تدريس ، مراسم تشريفاتى و رسمى بسم اللّه ، نيز جزو آداب و تشريفات سنتى بود . آداب و تشريفات سنتى وزنكشى كه به مجرد اينكه شاهزاده 2 ساله مىشد ، براى نخستينبار برگزار مىگرديد ، نيز به ويژه مهم بود . او نخست با يك شىء وزن مىشد و هر سال پارسنگى به آن اضافه مىگرديد . فرمانروا سپس در زادروزش وزن مىگرديد و در حقيقت يكبار مطابق با سال قمرى و يكبار مطابق با سال شمسى وزن مىشد ؛ در جشن قمرى با هشت شىء و در جشن شمسى با دوازده شىء مختلف مانند طلا ، نقره ، جواهرات ، سكه ، و همچنين آهن ، برنج ، و نمك . سپس طلا يا اشياى ارزشمند بين نيازمندان تقسيم مىگرديد . گاه فرمانروا را هنگام كسوف يا خسوف وزنكشى مىكردند تا تأثير بد اين رويدادها را به وسيلهء صدقهء خيلى زياد دور كنند . اورنگ زيب عدم تمايلش را در برابر اين آداب و رسوم ابراز داشت ، ولى تشريفات را برنچيد ، زيرا كه به نفع بيچارگان بود . ( 3 )
هيچ مينياتورى بيشتر از تصوير وزنكشى شاهزاده خرم ، شاه جهان آينده ، كه در آن موقع 16 سالگىاش را جشن گرفته است ، به بيننده اجازهء درك جلال و شكوه اينچنين مراسمى را نمىدهد :
شاهزاده روى ترازوى مطلايى كه به وسيلهء پدرش و عبد الرحيم ، خان خانان ، بالاترين مقام نظامى كشور نگه داشته شده ايستاده است ، در حالى كه منصبداران بزرگ - اعتماد الدوله پدرزن جهانگير ، آصف خان شوهر خواهرش ، و محبت خان و خان جهان لودى - مشغول تماشا هستند . كيسههايى از همه نوع اشياى ارزشمند در زمينهء جلو تصوير قرار دارند و تالار از طلا و جواهرات مىدرخشد . ( 4 )
اين جشنها غالبا در منزل ملكهء مادر برگزار مىشد . جشن باشكوه نوروز نيز با شكوه خيلى زياد در قصر برپا مىشد . اين جشن در اينجا نيز مثل ايران ، سيزده روز طول مىكشيد . محمد صالح كنبوه در زمان شاه جهان مىنويسد :
قصر كه به خيمهء آسمان شباهت داشت با فرشهاى پرنقش و سقفهاى رنگارنگ مثل يك كارگاه نقاشى چينى شده بود .
چين در ادبيات فارسى به عنوان موطن تصاوير خوش آب و رنگ محسوب مىشده است . با احترامى كه اكبر براى نور و خورشيد قايل بود ، طبيعى است كه ورود خورشيد به صورت فلكى برج حمل بايد به ويژه جشن گرفته مىشد . بدين مناسبت بردهها آزاد مىشدند و هدايايى توزيع مىگرديد . بديهى است كه اورنگ زيب از اين جشنهاى كافرانه خوشش نمىآمد و پسرش معظم را سرزنش مىكرد ، چونكه او آن را جشن مىگرفته است .
در قلمروى خانان مغول ( فارسى ) — صفحة 241
مساهمون: آنه مارى شيمل
ص٢٤١