تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در قلمروى خانان مغول ( فارسى ) — صفحة 208

مساهمون:

ص٢٠٨
گاهى اوقات آنها در قسمت پاشنهء پا به يك زبانهء مهميز شكل خميده به سمت بالا منتهى مىشدند . آنها مىتوانسته‌اند از چرم يا مخمل باشند و غالبا بسيار رنگارنگ ؛ قرمز ، و زرد بودند يا تركيبى از رنگها را داشتند ؛ نمونه‌هاى ظريف با نخهاى طلايى يا مرواريد قلابدوزى شده بودند . در مواقع خاص ، مثل هنگام شكار ، چكمه‌اى غالبا از چرم روشن پوشيده مىشد ؛ آنها نيز مىتوانسته‌اند قلابدوزى شده باشند . نوعى زنگال نيز رسم شد كه البته بيشتر در تصاوير مردم معمولى كه به هر حال پوشاكشان محدود به حداقل بود و در واقع صندلهاى بنددار مىپوشيدند ، قابل مشاهده است . هندوها در دهوتيهاى « 1 » ، ( لنگهاى ) ، خود ظاهر مىشدند . مسلمانان بيشتر نوعى شلوار گشاد كوتاه تا سر زانو ( بدن در واقع بايد طبق شريعت از ناف تا سر زانو پوشيده باشد ) به پا مىكردند . طرح عمامهء دورهء همايون در حالى كه تركيب پيژامه ، جامه براى دربار و منصب‌داران شاخص است ، علما و روحانيون ، شيخها « 2 » در لباسهاى بلند سنتى خود ، ترجيحا به رنگ سفيد ، ظاهر مىشدند و غالبا پالتو يا كتى بلند روى آن مىپوشيدند . تصوير يك ملا او را در پالتويى صورتى رنگ با عمامه‌اى فيروزه رنگ نشان مىدهد . ( 9 ) در صورتى كه اعضا و يا حتى رهبران يك فرقهء عرفانى مطرح بودند ، بدين‌ترتيب غالبا به رنگى كه شاخص آنان بود لباس مىپوشيدند ؛ چيشتىها اخرايى - زرد تا دارچينى رنگ ، قادريها سبز ، و نقشبنديها غالبا سفيد مىپوشيدند . خدمتكاران شاغل در دربار نيز يونيفورم خود را داشتند ؛ ماهوت‌ها « 3 » كه هدايت‌كنندهء فيلها بودند غالبا در كتهاى قرمز ظاهر مىشدند ؛ در زمانهاى بعد حمل‌كنندگان تخت روان فرمانروا نيز لباسهاى سفيد و كتهاى قرمز بر تن داشتند . پوشش معمول سر به طور كل عمامه بود كه هر چند فرم دقيقش در طول زمان كمى تغيير كرده بود ولى تقريبا كوتاه و خوابيده بوده است . عمامهء وارد شده از آسياى مركزى به شكلى ماهرانه با دو انتهاى پارچهء خود محكم نگه داشته مىشد ؛ يك مدل محكم نگه داشتن ديگر آن - به ويژه در دورهء شاه جهان - بستن آن با نوارى پارچه‌اى به رنگ ديگرى بود . در پشت عمامه مىتوانست پرى فروكرده شود كه نشان عمامه‌هاى شاهزادگان بسيار ارزشمند بود . شرابه‌هاى مرواريد عمامه‌ها بسيار گران‌بها بوده است .
هامش
( 1 ) .dhoti .( 2 ) .shaykh .( 3 ) .mahout .
در قلمروى خانان مغول ( فارسى ) — صفحة 208 | آنه مارى شيمل / فرامرز نجد سميعى