تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در قلمروى خانان مغول ( فارسى ) — صفحة 206

مساهمون:

ص٢٠٦
رنگهاى مختلف ، داراى نقشهاى زيركانه مىكنند و اين همان مدى است كه امروز هنوز در راجستان معمول است . ( 5 ) گاه منگوله‌اى آويخته از شال مشاهده مىشود كه به نوعى گل طلايى ختم مىشود ؛ پتكاهايى نيز تزيين شده با مرواريد يافت مىشوند . از شال براى قرار دادن خنجر تشريفاتى لاى آن روى شكم كه جزو تجهيزات يك افسر متشخص بود ، نيز استفاده مىشد ؛ گاه روى آن دكمه‌هاى بزرگ لعاب داده‌اى يا پوشانده شده با جواهراتى نصب مىگرديد كه به آنها مىتوانست خنجرى آويخته شود ، و اگر شخص تصوير شده‌اى در پهلوى چپ شمشير بلندى حمل مىكند ، در اين صورت تسمه‌هاى حمايلش نيز از جنس گران‌بها هستند . دامنهاى گوشه‌دار مد ويژه‌اى بودند كه همواره باز هم در مينياتورهاى دورهء اكبر و اوايل دورهء جهانگير ظاهر مىشوند : جامه به يك لبهء گرد معمولى ختم نمىشود ، بلكه به چهار يا شش گوشه منتهى مىشد كه گوشه‌هاى جلو غالبا در شال كمر يا در كمربند فروبرده مىشدند تا بدين‌وسيله ، پوشنده در شكار يا فعاليتهاى ديگر آزادى عمل بيشتر داشته باشد . ولى آنها فقط در صحنه‌هاى باز و آزاد طبيعت ديده نمىشوند ، بلكه در صحنه‌هاى داخل قصر هم به چشم مىخورند كه به وسيلهء مردان و زنان پوشيده مىشدند . در خيلى از تصاوير آثار ادبى دورهء اكبر از نقشمايهء اين لباس استفاده شده كه بعدها در قرن 17 ظاهرا از مد افتاده است . آيا در اين ميان همان سبك نامعقول لباس مطرح است كه بدائونى راجع به آن در سال 1572 مىنويسد ؟ احتمالا اين لباس مىتواند از تاكوچيه ، دامنهاى گوشه‌دار ، راجپوتىها مشتق شده باشد كه اكبر به عنوان لباس شاخص هندى تلقى كرده است و ظاهرا از دكن وارد شده است . در حالى كه تجمل لباس در دورهء جهانگير و شاه جهان همواره بيشتر شده بود ، اورنگ زيب وفادار به قوانين ، لباسهاى ساده را ترجيح مىداد و سختگيرانه تابع منع مذهبى استفاده از طلا و نقره بود . البته در بخشهاى شمالى قلمروى مغول به لباس گرم نياز بود ؛ به همين سبب جهانگير يك‌بار براى كشميرىها لباسهاى گرم فرستاد . ولى همچنين گزارش مىشود كه او در زمستان براى 21 امير در دكن خلعتهايى فرستاده است و به تحويل دهنده دستور داده كه 10000 روپيه از گيرندگان دريافت كند ، به عنوان تشكر براى لباسها ! ( 6 ) گاه نيز پالتوى پوست يا پالتوهايى با آستر پوست هديه داده مىشد و در واقع از پوست گوسفند ، و همچنين پوست سمور ياد مىشود ؛ پوستهاى سمور از قرون وسطا يك جنس وارداتى مورد تقاضا از آسياى مركزى و روسيه بودند . ( 7 ) شالها به طور كل به عنوان لباسهاى زمستانى محسوب مىشدند . توليد آنها ظاهرا به ويژه مورد توجه اكبر