بوده است . او بهترين شالها را پرم نرم « 1 » ، كاملا نرم ، مىناميد و مثل امروز بهترين جنس شاه توس « 2 » پشم لطيف قسمت زير بزهاى كوهى است كه هنگام گذشتن حيوانات از كنار بوتههاى خار كنده و جمع شده است . نقشها ابتدا فقط در حاشيه بافته مىشدند و بعدها با نخهاى ظريف قلابدوزى مىشد نقش بوته « 3 » ، همان شكل غنچه مانندى كه شالها و فرشها را تا امروز تزيين كرده ، در دورهء مغول نيز معمول بوده است .
لطيفترين پشم در رنگهاى سفيد ، سياه ، يا قرمز رنگآميزى مىشده است ؛ غالبا پشم و ابريشم نيز با هم مخلوط مىشدند .
در كشمير شال بافيهايى وجود داشته كه تعداد آنها ديگر مشخص نيست ، ولى در لاهور تعدادشان بيشتر از 1000 بوده است . اين زياد مبالغهآميز به نظر نمىرسد ، زيرا امروزه هنوز براى توليد يك شاه توس شال حدود 8 ماه وقت لازم است .
اكبر براى چگونه انداختن چنين شالهاى اصيلى سبك تازهاى عرضه كرد ، از آنها به شكل دوتايى استفاده مىشد ، يا رها روى شانهها انداخته مىشدند و از يك پرم نرم غالبا به عنوان هديهاى ياد مىشد كه فرمانرواى مغول به خدمتگزاران صديقش اهدا مىكرده است . جهانگير به يكى از افسران بلند مرتبهاش شالى را كه به دور كمر داشته هديه كرده است تا او را از بخشايشش آگاه سازد .
تابلوى حكيم الملك كه نامش را به عنوان طبيب مشخص مىكند ، شاخصى براى لباس يك شخصيت دورهء شاه جهان است ؛ او يك جامهء زرد طلايى بلند تا قوزك پا بر تن دارد كه روى آن پالتوى بنفشى با نقشهاى طلايى ريز كه آستر نارنجى دارد و به همان بلندى است ، پوشيده است . آستينهاى خيلى بلند پالتو كه ظاهرا روى دوش انداخته شده ، فروآويختهاند ؛ پيژامهء راه راه قرمز - زرد ملايم زياد قابل مشاهده نيست . او كفشهايى به رنگ قرمز سفالى و سبز به پا دارد ، در حالى كه پتكاى قلابدوزى شده با طلا ، به وسيلهء يك كمربند سفيد رنگ محكم بسته شده است . ولى حكيم به دور شانه و بخشى از سينه يك شال كشمير عريض و گرانبها به رنگ قرمز پيچيده است . ( 8 )
ابو الفضل توصيف كرده است كه توليدات شال بافى چگونه حفظ شده است ؛ بلافاصله وقتى جنس با ارزشى وارد مىشد ، جنس كم اهميتتر بالاتر از جنس بااهميت قيمتگذارى مىشده است ؛ در ضمن شالها طبق رنگشان نظم داده مىشدند . آنها با آغاز از رنگ طبيعى ، سفيد ، قرمز ، طلايى تا رنگ آبى و بنفش ، به رنگ خاكسترى روشن ختم مىشدهاند .
با لباسهاى ياد شده ، كفشهايى دم پايى شكل كف تختى پوشيده مىشد كه در قسمت پاشنهء پشت باز بودند .
هامش
( 1 ) .Parmnarm .( 2 ) .shahtus .( 3 ) .buta .