ملتزمين فرمانروا و امور خانهدارى
منسوجات
. . . باشد كه تمام شكوه و جلال هندوستان * براى تو در پشم و ابريشم شكوفا شود
گوته « 1 » در ديوان غربى - شرقى ، براى دلدارش چنين آرزو كرده است ، و در حقيقت هند اگر مهمترين مركز هنر پارچهبافى نبود ، جايى مهم براى توليد منسوجات پشمى ، شالهاى سبك كشميرى و زربافهاى ابريشمى گرانبها بود و فرشهاى دستباف پرنقش آن توجه انگليسىها را به خود جلب كرده بودند .
مينياتورها به ما اجازه مىدهند تا نگاهى كوتاه به شكوه پارچهها و لباسها داشته باشيم . ابو الفضل گزارش مىكند كه اكبر ساليانه 1000 دست كت و شلوار دريافت مىداشته ، كه بخش بزرگى از آن به عنوان خلعت به نجباى دربار ، سفرا ، و هنرمندان بخشيده مىشده است . چون خلعت مىبايستى دستكم يك لحظه به وسيلهء فرمانروا پوشيده شده باشد ، تا پيش از اينكه به گيرنده تقديم شود ، از قدرت او ، پر شده باشد . چنين انتقال قدرتى پيوندى سنتى بين بخشنده و گيرنده ايجاد مىكند ، و اكبر به همين سبب هشدار مىدهد :
كسى كه لباسهايش را به بىاصالتانى همچو بندبازان و دلقكها بخشد ، مثل اين است كه خود در حرفهء آنان شركت جسته است ! ( 1 )
گذاشتن عمامهء خويش بر سر يك گيرندهء نجيب نيز جزو اين سنت است . در موارد سوگوارى لباس سفيد پوشيده مىشد ؛ مرسوم بود كه فرمانروا پس از گذشت دورهء سوگوارى به منصبداران بزرگ خلعتى
هامش
( 1 ) .Goethe .