آباد بود كه شاهزاده داراشكوه را بسيار ستوده است ؛ البته همه نتوانستند خود را با تفكرات او همراه كنند و اورنگ زيب دستور داد كه كتاب يكى از شاگردان او را به عنوان كفر بسوزانند .
خاندان بابر از مدتها پيش با نقشبندىها كه خود را به بهاء الدين نقشبندى مرحوم شده در سال 1389 در بخارا مربوط مىدانستند ، روابط داشتهاند . مهمترين جانشين او خواجه احرار ( ف . 1490 ) يكى از قدرتمندترين مردان زمان خود در آسياى مركزى بود كه پدر بابر از مريدانش بود . بدينترتيب اعضاى خانواده با او به هند آمدند و بعضا با خانوادههاى مغول ازدواج كردند . ( 4 ) بابر ، رسالهء وليديه « 1 » ، ( خواجه احرار ) را شخصا به تركى ترجمه كرد ، چونكه او از اين اثر مذهبى به خود قول شفاى بيمارىاش را داده بود . او در يك بيت شعر مىنويسد :
حتى اگر هم جزو دراويش نباشم * با اين وصف از صميم قلب به دراويش اعتقاد دارم .
نگو كه مقام يك پادشاه دور از دراويش است - * من يك پادشاهم ، ولى غلام دراويشم !
همايون پسر بابر خيلى زياد تحت تأثير گراميداشت مقدسان بود . او از مدفن مقدس عبدل قدوس گانگهى « 2 » ، ( ف . 1538 ) رهبر چيشتى ديدن كرد و در حين گشتهايش ضمن تبعيد در ايران ، موقعيت ديدار از تمام مقبرههاى قابل دستيابى را از دست نداد ؛ او از مقبرهء عبد اللّه انصارى ( ف . 1089 ) در گذرگاه نزديك هرات ديدن كرد ، نسخهء ارزشمندى از دعاهاى معروف اين عالم مقدس بعدها به دست مغولان افتاد . او به ديدن اعلا الدوله السمنانى « 3 » ، ( ف . 1336 ) رفت و فراموش نشود كه از مقبرهء احمد جام ( ف .
1141 ) كه حميده همسر جوانش از آن خاندان بود ديدن كرد . وقتى همايون در قندهار مستقر شد ، صدقههايى به دراويش داد ( 1554 ) . البته عارفى كه بيشتر از همه روى فرمانروا نفوذ داشت ، شاه پهلول « 4 » يا بهلول « 5 » بود كه ادعا مىكرد اصل و نسب از فريد الدين عطار شاعر عرفانى بزرگ ايران دارد . شاه بهلول براى احضار ارواح و قدرتش براى بيرون راندن و طرد ارواح خبيثه معروف بود ؛ او با قدرت اسامى خداوند كه از طريق آنها ، همانگونه كه او تعليم مىداد ، امكان تحت تأثير قرار دادن ستارگان نيز وجود داشته ، آشنا بوده است . همايون در سالهاى نخستين خود پيرو وفادار او بود و از او اصول انتخاب روزها را براى
هامش
( 1 ) .risala - iwalidiyye .( 2 ) .Ab dulQuddusGangohi .( 3 ) .Alaad - daulaas - simnani .( 4 ) .shahphul .( 5 ) .Buhlul .