تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در قلمروى خانان مغول ( فارسى ) — صفحة 130

مساهمون:

ص١٣٠
بازگشت همايون به وسيلهء بايرام خان ، يك مسلمان شيعه ، به كار گماشته شده بود ؛ اكبر سپس عبدون نبى « 1 » را صدر و صدور كرد . او نوهء عبدل قدوس كانگوهى ، استاد اعظم چيشتى - صبيرى ، از اصل و نسب ابو حنيفه ( ف . 767 ) ، معلم بزرگ حقوق بود ؛ البته او ظاهرا به سنت مذهبى خانواده‌اش زياد علاقه‌مند نبود ، چون چيشتى - صبيرىها در ابتداى دورهء خود در پايان قرن 12 و 13 هرگونه همكارى با حكومت را رد كرده بودند - خدمت سلطان رفتن عين رفتن نزد شيطان بود . ولى مخدوم الملك با وجود اينكه به سورىها سالها خدمت كرده بود ، در عين حال در پست خود باقى ماند ؛ او اختيار تمام احكام سلطنتى را كه به مدد معاش ، حقوق بازنشستگى مربوط مىشد ، در دست داشت . اينكه پس از مرگ او در سال 1584 در ماتركش ثروتى باور نكردنى يافت شد ، زياد باعث تعجب نشد . بدائونى در بازى با كلمات دربارهء يك مفتى « 2 » ، مىگويد كه يك مفتى هيچ‌گاه فتوايى را مفت « 3 » صادر نمىكند . انزجارى كه مخدوم الملك و صدر نسبت به‌هم احساس مىكردند ، مطمئنا دليلى براى روى گردان شدن تدريجى اكبر از نمايندگان رسمى سنت اسلامى بوده است . اكبر در سال 1564 ، همان سالى كه او نخستين بار براى زيارت مدفن مقدس معين الدين چيشتى به اجمر رفت ، جزيه را برچيد . يك خاطرهء فراموش نشدنى وحى شده در يك شكار در سال 1578 ، احساس گرايش درونى مذهبى او را قوت و قدرت بخشيد . به زودى محضر ، فتوا ، داده شد كه اختياراتى از نظر مذهبى به فرمانروا بخشند . دو سال بعد دين الهى به وجود آمد كه مىتوان آن را بيشتر به عنوان يك باشگاه مذهبى تا يك مذهب جديد تلقى كرد . بدائونى با لذت زياد در ديدگاه‌هاى منفى فرمانروايش كه او را به سبب نظر تنگىاش به اندازهء كافى ارج ننهاده است ، مبالغه مىكند . او تعريف مىكند كه فرمانروا نيايش سنتى را ممنوع كرد ، سفر زيارتى را اجازه نداد ، ملاهاى عالم را با استران مبادله كرد و مىگويد كه در زمان اكبر « مساجد همان‌گونه خالى بودند كه ميخانه‌ها در ماه رمضان . » پس از مرگ اكبر پسرش سليم جهانگير به پيروى از او پرداخت كه مىكوشيد برخى از آرمانهاى پدر را برپا نگه دارد ، ولى رفتار او در مقابل ارگون ، عالم مذهبى سيك ، و غازى نور اللّه شوشترى شيعه ، كه دستور اعدام آنها را داده بود ، به كلى دور از عمل و رفتار اكبر بود . با اين وصف او علاقهء زيادى به صوفيان و جوكىها داشت . نفوذ شيعه پس از ازدواج فرمانروا با نور جهان بيشتر شد ، چيزى كه سپس در سياست نيز خود را با قوى شدن حزب متعصب سياسى ايرانى نشان داد .
هامش
( 1 ) .AbdunNadi .( 2 ) .Mufti .( 3 ) .muft .