تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در قلمروى خانان مغول ( فارسى ) — صفحة 128

مساهمون:

ص١٢٨
وطن ( هند ) ، و ريشه داشتن در فضايى عربى يا تركى - ايرانى است ( همان‌گونه كه در واقع در عمل براى بخش بزرگى از قشر برگزيدهء بعدى نيز معتبر است ) . در اواسط قرن 18 ، شاه ولى اللّه ، روحانى اصلاح‌طلب با وجود اينكه اجدادش از صدها سال پيش در هند اقامت داشتند ، متذكر شده كه در تبعيد زندگى مىكند . ولى آزاد بيگلرامى « 1 » ( ف . 1785 ) هم عصر او كوشيده است در اثر عربى خود ، صبحت المرجان « 2 » نشان دهد كه هند موطن اصلى تمام پيامبران است . اين هيجان و بىصبرى كه در قرن 14 خود را در مورد امير خسرو دهلوى ( ف . 1335 ) شاعر و نوازنده ، به عنوان نمايندهء شاخه‌هاى خاندانهاى هندى ، برعكس مورد ضيأ الدين برنى ( وفات پس از سال 1350 ) ، مورخ ، نشان مىدهد و به وسيلهء پسران شاه جهان ، داراشكوه عارف و اورنگ زيب متعصب ، برعكس بيشتر آشكار مىگردد ، باز هم در قرن 20 در وجود دو متفكر بزرگ هند ابو الكلام آزاد و محمد اقبال پايدار است و تا حدودى اساس تقسيم شبه قاره مىشود . طرح منار مختص دورهء مغول پس از 17 بار حملهء محمود به شمال غرب هند ، شهر لاهور در سال 1026 پايتخت قلمروى هندو - غزنوى شد ، جايى كه وقف مطالعات علوم دينى و حقوقى مورد نياز براى ادارهء امور نيز شده است . وقتى مسلمانان در طى دو قرن بعد ، حكومتشان را پس از راجاستهان ، و در سال 1206 دهلى ، تقريبا هم زمان تا بنگال بسط دادند ، تحصيل و فراگيرى آثار اسلامى سنتى در مدارس به وجود آمدهء علوم دينى ، داراى اهميت زيادى شدند . قابل درك است كه به ويژه آثار سنتى فراگرفته و تحصيل مىشدند ، چون قصد توسل به الگوهاى نقل قول شده از پيامبران در حد امكان بود . مشارق الانوار « 3 » اثر زاغانى « 4 » كه دستورات ساده و قابل فهم شدهء دو اثر مهم از حديث است ، اساس كار را تشكيل مىدادند ؛ مشارق ارزشمند تا اواخر قرن 19 در مدارس مطرح ( همين‌طور هم در دئوباند ) آموزش داده مىشده است . مصابيح السنّه « 5 » بقوى « 6 » و مشكات المصابيح « 7 » تبريزى نيز به آن اضافه مىشدند و در
هامش
( 1 ) .AzadBilgrami .( 2 ) .Subhatal - marjan .( 3 ) .Mashariqal - anwar .( 4 ) .Saghani .( 5 ) .masabihas - sunna .( 6 ) .Baghawi .( 7 ) .mishkatal - masabih .