جزو اقلام صادراتى هند بود .
ولى زعفران ، توليدى كه فقط در كشمير وجود داشت ، بسيار مورد درخواست بود .
اكبر عاشق مزارع زعفران كشمير بود - كه از مقدار زيادى گلهاى همواره درخشان از نوعى زعفران تشكيل شده بودند . . . ، در حالى كه جهانگير از عطر تند گلهاى شكفتهء مزارع سردرد مىگرفت . ( 4 ) زعفران جزو هداياى پراهميتى بود كه استاندار ايالت به دربار مىفرستاده است . سندى براى انتصاب رئيس كشت زعفران ، گوياى اين است كه دارندهء اين پست مهم :
نبايد كوچكترين موضوع در مورد هديهء كوچكش ، و توجه و نگهدارى از آن را از نظرش دور بدارد . او بايد در كارش هوشيار و بيدار باشد ، وقتى گلها مىشكفند ، چيده و خشك شوند ؛ هنگام تعيين نرخ كه برحسب زياد يا كم بودن موجودى كامل مقرر مىشود ، توجه كند و در اين ميان منفعت براى شهر را بيشتر كند . . . او بايد در تأمين اينكه كسى خريداران را گول نزند يا در [ زعفران ] تقلب نكند و اينكه خريداران قيمت كل زعفران را بپردازند و به هيچ وجه بدهى باقى نگذارند ، بكوشد . ( 5 )
در حقيقت زعفران در صادرات بسيار سودآور بود ، ولى كار روى آن ساده نبود . گياهان در واقع پس از سه سال به نقطهء اوج خود مىرسيدند ، سپس شش سال پرحاصل باقى مىماندند و بعد بايد از زمين درآورده مىشدند تا براى گياهان جديد كه گردهء گل آنها باز هم پس از سه سال قدرت ريشهء كامل دارد ، جا باز شود . معتمد خان ، بخشى ، و ملازم باوفاى جهانگير گزارش مىكنند :
خوردن زعفران بايد باعث خندهء شخص شود و اگر زياد خورده شود اين خطر وجود دارد كه شخص آنقدر بخندد كه از خنده بميرد . بدينترتيب جهانگير دستور داد [ در آخرين سال زندگىاش ] يك زندانى محكوم به مرگ را نزد او آورند ؛ سپس 40 مثقال ( حدود 30 گرم ) زعفران براى خوردن به او داد . ولى هيچ اتفاقى رخ نداد . روز بعد به او دو برابر مقدار را داد ، « ولى لبش براى خنده تكان نخورد . اصلا او براى چه بايد مىخنديد ؟ » ( 6 )
وقتى موضوع تجارت خارجى پيش مىآمد ، بدينترتيب همانگونه كه اشاره شد ، راههاى دريايى و زمينى در اختيار بودند و در كنار بندر لاهورى در سند ، جايى كه در دفعهء اول كشتيهاى عربى و ايرانى پهلو مىگرفتند ، سورات مركز لنگر انداختن براى كشتيها از تمام جهان بود . كامباى به عنوان محل صادرات براى ادويهها ، كه از مالاكا ، موزامبيك ، و اندونزى مىآمدند و همچنين عاج ، بسيار معروف بود .
سنگ عقيق ، لعل ، عقيق سرخ ، سنگ يمانى ، و هماتيت نيز در آنجا جابهجا و انتقال داده مىشدند .
پرتقالىها در كرانهء غربى هند سياست تجارى ماهرانهاى را عملى مىكردند : هر سال 4 تا 5 كشتى از ليسبن به هند مىآمدند ، سپس از طريق گوآ به چين و ژاپن رفته و بازمىگشتند ؛ يكى از دلايل براى اين
در قلمروى خانان مغول ( فارسى ) — صفحة 122
مساهمون: آنه مارى شيمل
ص١٢٢