تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرهاى ناصر الدين شاه به قم ( فارسى ) — صفحة 69

مساهمون:

ص٦٩
گفته‌اند . در روى مرمر نوشته‌اند ، آنجا هم تأسف خوردم . قبر شعاع السلطنهء مرحوم هم در اطاق خاقان مغفور است . اطاقى است بلندتر از مقبرهء خاقان مرحوم ، آنجا سوزنى 13 انداخته قارى نشانده بودند . پرسيدم ، اصل قبر شعاع آنجاست يا نه ، گفتند قبر پايين است . يعنى متولى قبر خاقان كه اسمش ميرزا على اكبر است ، گفت كه اول كه خواستيم مقبره براى شعاع السلطنه اين‌جا بكنيم ، يك سنتى درآمد . بعد شاهزاده را روى همان سنتى دفن كرديم . زياد خنديديم . شاهزاده اعتضادد هم زياد خنديد . لفظ سنتى لفظ قبيحى است . بعد معلوم شد قبرى كه بكنند ، و مقبرهء ساختهء قديم درآيد آن را 14 سنتى مىگويند . شعاعى مرحوم ، از بس شلوغ و بامزه بود ، در مردنش هم بايد مضمون خنده باشد . آمديم منزل ، حرم همه رفتند زيارت . دبير الملك آمد . جواب ولايات بعضى احكام كه به همه ولايات لازم بود حكم شد بنويسد . بعد الى عصرى به صحبت گذشت ، شب بعد از شام مردانه شد . عرفانچى روزنامه خواند . على رضا خان ، عكاس ، بودند . بعد خوابيدم . . . [
enis
انيس الدوله ] تيمور ميرزا امروز يك درناى بزرگ ، با يك بچه درنا كه نوكش 15 كج بود ، گرفته بود ، آورد . يك قره‌قوش پير بزرگى هم با چرخ ديروز گرفته بود . او هم زنده بود . زعفران باجى ، كلب حسين ، با بارها ، آدم 16 زبيده ، با بارها ، آقا مردك غلام بچه ، آقا على خواجه ، ميرزا باجى ، انيس الدوله ، حاجى رحيم خان با صندوق‌خانه ، يحيى خان ، عزت الدوله [ و ] عبد القادر خان و غيره رفتند تهران .

روز پنجشنبه بيست و پنجم [ ذيقعده ] :

در قم توقف شد . مثل ديروز بعد از ظهر به زيارت رفتم و برگشتم . شب بعد از شام مردانه شد . عكاس باشى و غيره آمدند . سياچى [ هم آمد ] عصرى معير الممالك آمده بود ، از تهران . ديده شد . بعد از شام از بينى من در وقت دست شستن خون آمد . از دماغ انيس الدوله هم خون زيادى آمد . امروز هم از بينى انيس الدوله خون زيادى آمده بود . پيشخدمت‌ها كه آمدند ، بعد رفتم اندرون . قدرى گشتم . الى دم در رفتم . با باشى و
سفرهاى ناصر الدين شاه به قم ( فارسى ) — صفحة 69 | ناصر الدين شاه قاجار / فاطمه قاضيها