رودخانه قم . اما هيچوقت رسم نبود ، قو اينجاها كسى ببيند . قو در كنار بحر خزر 10 زياد است ، از آنجا اينجا آمده است .
خلاصه بعد از ناهار باز سوار كالسكه شده رانديم . هوا بسيار گرم بود . خيلى رانديم .
تا به رودخانهء قم رسيديم . آبش الحمد لله تعالى زياد ، ( سر راه يك كاروانسراى سنگى بسيار قديم مخروبه بود ) 11 نزديك شهر سوار اسب شدم ، جمعيت زيادى به تماشا و استقبال آمده بودند . به علت گرانى امسال ، از اطراف هم فقراى زياد ، در اين شهر جمع شدهاند . حاجى ملا صادق مجتهد قمى ، آقا حسين قمى ، به استقبال آمده بودند . صحبت زياد كرديم ، با آنها ، متولى باشى ، ساير علما هم همه آمده بودند . ددر شهر منزل نكردهايم ، در روبروى عمارت ديوانى نزديك شهر ، آن طرف رودخانه توى چهار ديوارى 12 چادر زده بودند . رفتم منزل دو ساعت به غروب مانده وارد شديم . حاجى رحيم خان ديده شد . دولچه ديده شد . خان نايب برادر محقق از تهران آمده است .
ملاحظه شد .
شب بعد از شام مردانه شد . پيشخدمتها آمدند . بعد خوابيديم .
Bakeri
روز چهارشنبه بيست و چهارم [ شهر ذيقعده ] :
توقف شد . بعد از ناهار رفتم زيارت ، پياده ، از رودخانه پلى بسته بودند ، گذشته ، از عمارات ديوانى رد شده ، به زيارت رفتم . پيشخدمتها [ و ] نوكرها همه بودند . شاهزاده اعتضاد ، مشير الدوله ، شهاب الملك ، سارى اصلان و غيره و غيره بودند . حسام السلطنه امروز نبود . وزير خارجه هم نبود . دبير الملك هم امروز آمده بود . متولى باشى و غيره بودند . رفتيم زيارت ، نماز ظهر و عصر را هم در بالاى سر حضرت معصومه ( ع ) كرديم .
سر مقبرهء شاه مرحوم ، خاقان مغفور ، رفتم . بعد سر مقبره عين الملك مرحوم هم رفتم .
بسيار متأسف شدم . سر قبر حاجب الدوله مرحوم هم رفتم . در رواق حضرت مدفون است . سنگ مرمر كوچكى تازه ساخته آورده است ، پسرش روى قبر گذاشته است . از اندازهء قبر بسيار كوچكتر است . قصيده [ اى ] هم كه آخرش همه حاجب الدوله است ،