تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرهاى ناصر الدين شاه به قم ( فارسى ) — صفحة 72

مساهمون:

ص٧٢
قم كيفيتى ، براى على رضا خان رو داده بود . محمد على خان تعريف مىكرد . على رضا خان ، محمد على خان [ و ] على رفته بودند حمام عمارت ديوانى ، على رضا خان قبل از حمام به بيت الخلا رفته است . تا نشسته بود روى خلا ، صدايى از توى خلا درآمده ، خان ترسيده بود . بعد از توى خلا گربهء بزرگى درآمده ، جسته بود بيرون . خان مقعد نشسته ، برخاسته فرار كرده بود . خلاصه شب خوابيديم
Chirasi
[ شيرازى ] كوچكه . . .

روز يكشنبه بيست و هشتم [ شهر ذيقعده ] :

بايد به « كنارگرد » رفت . شش فرسنگ بلكه بيشتر راه است . آن‌قدرى كه اين راه امروز ما را زحمت داد ، و خسته كرد ، در اين سفر كمتر جائى به اين‌طور ما را خسته كرد . راه كالسكه اغلب خوب بود . نزديك « زيان 17 » و « كنارگرد » و نزديك رودخانه شور قدرى بد بود . قدرى هم سواره آمديم . هوا صاف و آفتاب بود . باد قدرى سرد مىوزيد . از مغرب به مشرق طرف دست چپ راه ، به ناهار افتاديم . خلاصه يك ساعت نيم به غروب مانده ، به منزل كه خيلى بالاتر از ده « كنارگرد » افتاده بودند رسيديم . امروز خيلى دور بود ، خسته شديم . شب به استمرار همه شب گذشت .

روز دوشنبه بيست و نهم [ شهر ذيقعده ] :

به حضرت عبد العظيم ( ع ) بايد رفت . صبح سوار كالسكه شده رانديم . راه قدرى سربالا [ و ] پايين بود . همه بودند ، در ركاب . هوا صاف بود . ببرى خان و دولچه ، او را صبح ، بشير خان به كالسكه گذاشته ، با كنيز زبيده و مليجك يكسر بردند تهران . ناهار [ را ] در صحرا خورده ، احكام زيادى دبير فرستاده بود ، مهر كردم . بعد رانديم . عرفانچى همه‌جا روزنامه خواند . زن عرفانچى در قم مانده است . ناخوشى او عود كرده است . خلاصه نايب السلطنه ، ميرزا كاظم ، حكيم رشتى ، لله 18 باشى ، آمدند . ماشاء الله نايب السلطنه چاق و خوب شده بود . محمد تقى ميرزائى