پذيرائى به عمل آورند ، 2 لذا ، به ايالت بغداد احكام فرستاده شد كه مقدم شاه ايران را بپذيرند . مشير الدوله ، خود از راه حلب به عراق عرب رفت و در تهران مسافرت شاه به كربلا و نجف اعلان شد . 3 در غياب شاه پسر شانزده سالهاش نايب السلطنه گرديد و مستوفى الممالك بهسمت وزير اول ، ادارهء تمام كارها را به عهده گرفت . رياست اردوى شاه نيز به شاهزاده حسام السلطنه ( سلطان مرد ميرزا فاتح هرات ) سپرده شد . 4
از سوى ديگر سازوبرگ سفر با تكلف و تجمل فوق العاده آماده مىشد . خيمهها را از ترمهء كشمير و زرى و حرير دوختند و ملتزمين ركاب را كه عبارت از حرمخانه و اكثر شاهزادگان و رجال بودند فرمان دادند كه لباسهاى زردوزى و مكلف بسازند و اسباب و يراق اسب خود را زرين كنند . چادرها نو پاكيزه و بزرگ باشد و نوكر و خدمه را با جامهء موزون و خوب همراه بياورند . 5 و اينهمه در حالى صورت مىگرفت كه قحطى سختى در كشور بروز نموده بود و مرض و با در غالب نقاط ايران خسارات فوق العاده زده و بيشتر دهات بدون سكنه گرديده بود .
بههر روى در بيستم شهر جمادى الثانى سال 1287 ناصر الدين شاه با اردوئى كه شرح آن رفت از باغ سلطنتآباد به عزم زيارت كربلا و به قول خودش توقف « پنجشبه » در دوشان تپه حركت نمود ، به نحوى كه در روز 27 جمادى الثانى به زيارت حضرت عبد العظيم نائل گرديد ، سپس از طريق ساوه ، همدان ، بيستون ، عماديه ، طاق بستان ، سرپل ذهاب و قصر شيرين ، در بيست و يكم شعبان به خانقين وارد شد .
در عراق پس از حضور رسمى در بغداد به زيارت عتبات عاليات نايل گرديد و در بازگشت از كربلا ، ضمن عبور از بغداد ، كاظمين ، سامره ، يعقوبيه و . . . از طريق خانقين در هفدهم شوال همان سال وارد به خاك ايران شد . در راه بازگشت اردوى شاه مجددا ضمن عبور از سرپل ذهاب ، كرند ، ماهىدشت ، كرمانشاهان ، طاقبستان ، كنگاور و تويسركان به سلطانآباد وارد و از طريق آشتيان و دستجرد در روز بيست و سوم ذيقعده به سمت شهر قم و زيارت حضرت معصومه حركت نمود 6 كه ذيلا خاطرات ناصر الدين شاه به قلم خودش از زمان حركت بهطرف قم تا لحظهء ورود به تهران از نظر
سفرهاى ناصر الدين شاه به قم ( فارسى ) — صفحة 66
مساهمون: ناصر الدين شاه قاجار
ص٦٦