از منسوبان خود را در زمان حيات به قصد خدمتگزارى و بعد از مرگ هم نعش آنها را از نقاط متعدد ايران كه دوست مىداشته پراكنده ساخت . در قم آرامگاه خواهرش حضرت فاطمه ( معصومه « ع » ) است كه مىگويند به واسطهء مظالم خلفا از بغداد گريخته بود و در اين محل رحل اقامت افكنده و درگذشته است . روايت ديگر اين است كه در راه سفر طوس كه به عزم ديدار برادر مىرفته در اين نقطه بيمار شده و رحلت كرده است و مىگويند كه برادرش هم به پاس اين واقعه هر روز جمعه از بارگاه خود در مشهد براى بازديد خواهر به قم مىآيد .
چنين بهنظر مىرسد كه قم از دير زمانى پيش وجود داشته ، هرچند كه قبول قول افسانهوار ايرانيان خالى از محظور نيست كه زمان آن را به روزگار تهمورس يا كيقباد نسبت مىدهند . درهرحال تا درگذشت حضرت معصومه ( ع ) و بهخصوص تا وقتى كه تشيع مذهب رسمى ايرانيان نشده بود اهميت مذهبى آنجا شروع نشده بوده است .
تيمور اين شهر را غارت كرد و از آن پس به حالت نيمه ويران فعلى باقىمانده است و يا بهطورى كه هربرت حيرتانگيز مىنويسد : « هنوز جامهء كهن دربردارد ، زيرا كه در حال حاضر از عظمت گذشتهء آن فقط نامى باقى است . »
با اين وصف در اثر توجه پادشاهان صفوى ، اين شهر تجديد حيات نموده لبههاى پاكيزهاى در كنارهء رودخانه ساختهاند . ساختمان بازارهاى وسيع و كاروانسراهاى عالى موجب افزايش دادوستدهاى تجارتى گرديد . بارگاه را بنا كردند و پادشاهان پىدرپى بر زيور و آرايش آن بيفزودند . شاردن مىنويسد كه بنابر قول اهالى در زمان او شهر شامل 15000 خانه بود ، ولى علىرغم خوشباورى ما و مبالغهء اهل محل ، هربرت قبل از آن تاريخ ولوبرن بعدا هردو مقدار خانهها را 2000 نوشته و افزودهاند كه ساختمانهائى خوب و دلپذير و محتوى اثاث ممتاز داشته .
در سال 1722 افغانها حتى بيشتر از تيمور صدمه وارد و شهر را به كلى ويران كردند .
در سال 1872 سكنهء آن 4000 و در 1884 معادل 7000 و آمارهاى بعدى 20000 تا 30000 وانمود كردهاند كه گمان مىكنم ر قم كوچكتر بيشتر قابل اعتماد و دائمى است و ر قم ثانوى اتفاقى و مختص ايام زيارتى است .
مقبرههاى سلطانى - از قرن هفدهم به اين طرف قم آرامگاه چندين تن از
سفرهاى ناصر الدين شاه به قم ( فارسى ) — صفحة 268
مساهمون: ناصر الدين شاه قاجار
ص٢٦٨