تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرهاى ناصر الدين شاه به قم ( فارسى ) — صفحة 271

مساهمون:

ص٢٧١
مقدار آبش براى مصرف شهرى بزرگ كافى نيست و گرما در تابستان سخت طاقت‌فرساست . اين شهر از سابق به واسطهء خربوزه و خيار و اسلحه‌سازى و كفش‌دوزى و كوزهء گردنه باريك ( تنگ ) براى خنك كردن آب شهرت داشته و راجع به اين موضوع آخرى شاردن نوشته است : « از خواص عجيب اين ظرف سفالين سفيد ، آن است كه در تابستان آب را به وجه بسيار دلپذيرى زود خنك مىكند و آن در اثر تبخير دائمى است ، از اين‌رو كسانى كه طالب نوشيدن آب خنك و مطلوب باشند ، هيچ‌وقت از كوزهء واحد بيش از پنج شش روز استفاده نمىكنند و روز اول هم درون آن را با گلاب مىشويند تا بوى زنندهء خاك را بر طرف سازد و كوزه را پر از آب آويزان مىكنند و در پارچهء نمدارى مىپوشانند . روز اول يك چهارم آب در عرض شش ساعت تبخير مىشود سپس رفته‌رفته كمتر تا آن‌كه سوراخ‌ها به وسيلهء ذرات موجود در آب مسدود و مانع تبخير مىگردد كه با اين ترتيب تمام آب باقى مىماند و بايد كوزهء تازه خريد . » مردم - به‌طورىكه در چنين محل مقدسى دور از انتظار نيست عده‌اى از سكنهء آن سادات و ايشان افرادى متعصب‌اند كه بر سبيل عادت خود را از خطا و گناه مصون مىپندارند و خيلى هم خرافاتىاند . در اين شهر كليمى يا زردشتى نيست و بانوان انگليسى وابسته به دستگاه تلگرافخانه گاهى از لحاظ احتياط با چادر از خانه خارج مىشوند . اين قبيل امور كم‌كم در سراسر شرق از بين مىرود ، ولى قم چنان محلى است كه جرقه‌اى اتفاقى ممكن است موجب حريق خطرناكى شود . آنجا را دار الامان مىنامند كه معلوم مىدارد بارگاه آن ، پناهگاه مصونى براى فراريان مسلمان است و بعضى از مجرمين با فرار به محوطهء چهار ديوارى آنجا از كيفر كار خود گريخته‌اند . از قرار معلوم قمىها در سرزمين خود شهرت نيكى ندارند ، در اين باب مثلى هم هست . جادهء پستى - هنگام ترك كردن قم سه ربع ساعت طول كشيد تا از خيابان و بازار و كوچه‌هاى آن عبور كنم و به محوطهء باز كنار شهر برسم . از آنجا با يورتمه بر اسب عالى كوتاهى زود به ايستگاه پستى پاسنگان رسيدم و آن در كاروانسرائى بر دامنهء تپه‌هائى در جنوب شرقى واقع بود .