است تا راه كاروانرو قديمى را آب فراگيرد و وسايل نقليه ناگزير شوند كه از راه جديد رفتوآمد و در كاروانسراهاى نو توقف نمايند . بههرحال درياچهاى هست كه حالا دو رودخانه يكى قرهچاى از ساوه و ديگرى رود اناربار كه گاهى اشتباها آب خونسار و جربادگان ناميده مىشود ، از راه قم به آن مىريزد و حدس اين است كه اين درياچه از بين نخواهد رفت .
3 - جادهء پستى - بعد از آنكه امين السلطان جادهء كاروانرو قديمى را با موفقيت از كار انداخت ناگزير شد كه از عهدهء مقامات پستى و سرويس چاپار برآيد و مىگويند كه به واسطهء اختلافى دربارهء همين موضوع بين او و امين الدوله وزير پست و معادن سبب پيدايش جادهء سومى شد كه در سمت غربى جادهء ديگر واقع شده و در موقع مسافرتم به ايران راه چاپارى به مقصد قم بوده و همان راهى است كه من هم طى كردم . من تهران را از طريق دروازهء همدان ترك و در جادهء كاروانى اصلى بهطرف مغرب حركت كردم و به نقطهاى قدرى بالاتر از ده رباطكريم رسيدم كه رشتهء واحد خط تلگراف بغداد كه مهندسان انگليسى نصب و سپس به دولت ايران تسليم كرده بودند از همانجا عبور مىكند .
در شانزده ميلى تهران از رودخانهء باريك كرج كه بين دو كنارهء بلند جريان داشته و پلى يك دهانه بر آن ساخته بودند گذشتم . رباطكريم دهكدهاى است با خانههاى پراكنده و گودال كثيفى در ميان خيابان . آن راه از آنجا تا پيك 4 ، چندان قابل توجه نيست و فاقد آثار حيات است و چون بر سطح هموارى مىگذشته از لحاظ سفر چاپارى وضع مساعدى داشته است . تپههاى كوتاه جلگه را از دو سمت فراگرفته و در حدود چهار ميلى پيك ، جاده به صورت درهاى دورانى و پرنشيبوفراز درمىآيد .
دماوند و رشتههاى البرز را همواره در پشتسر خود مىديدم كه يكى جامهء سرخفام بر تن داشته و ديگرى پوشش نازكى از برف كه در هر ربع ساعت رنگ و سايهء متفاوتى مىيافتند ، گاهى صورتى مىنمود و گاهى خاكسترى و در حوالى غروب هم به رنگ سرخ و زعفرانى درآمد .
در پيك چاپارخانهاى يافتم كه دو برج و بالاخانه داشت با پنجرههاى گشادهء معمولى و درهاى باد كرده . از اينجا راه در كنار كشتزار بهطرف مشرق و از ميان تنگهء گردى در
سفرهاى ناصر الدين شاه به قم ( فارسى ) — صفحة 265
مساهمون: ناصر الدين شاه قاجار
ص٢٦٥