جا با كاروان باشيم .
آن روز بالاخره به ( پسنگان ) رسيديم و در چاپارخانه منزل كرديم براى اينكه بهتر و تميزتر از كاروانسرا بود .
پىنوشتها :
( 1 ) - برگرفته از : پرفسور ادوارد براون ، يك سال در ميان ايرانيان ، ترجمهء ذبيح الله منصورى ، ( تهران :
كانون معرفت ، بىتا ) ص ص 156 - 162 .
( 2 ) - قلزم : دريا ( بطور اعم ) .
( 3 ) - ر . ك . پرفسور ادوارد براون ، انقلاب ايران ، ترجمه و حواشى احمد پژوه ، چاپ دوم ، تهران : كانون معرفت ، 1338 شمسى ، چاپ دوم ، مقدمهء مترجم .
( 4 ) - منظور از نواب ، فرهاد ميرزا معتمد الدوله است .
( 5 ) - از ابتدا تا اينجاى متن تلخيص شده است ، اما از اين به بعد عينا اصل متن خاطرات ادوارد براون آورده شده است .
( 6 ) - مترجم از بهكار بردن كلمات بيگانه متنفر است ولى بعضى از كلمات ، در زبان فارسى ، معادل ندارد و از آن جمله ، كلمه ( فولكور ) مىباشد كه به مجموع قصص و روايات و رسوم و شعائر مردم صحرانشين و روستائيان قديم و امثال آنها اطلاق مىشود . مترجم
( 7 ) - به دليل حفظ حرمت اهالى قم اين شعر حذف گرديد و در جمله اندك تغييرى ايجاد شد .
( 8 ) - پازنگان : هينريش بروگش ، اين محل را پازنگان نام برده ولى در فرهنگ آباديها و مكانهاى مذهبى كشور اين محل را « پاسنگان » قيد نمودهاند ر . ك . پانويس شماره 3 « قم از نگاه بروگش » همين كتاب .