فراش فانوسكش آمدند و ما را به بيرونى راهنمائى كردند . ميرزا مهدى خان حاكم در زير سرپوشيدهاى نشسته و جمعى از ملاها و صاحبمنصبان در اطراف او بودند . ملاها به محض ورود ما خداحافظى كرده و رفتند و حاكم با كمال خوشروئى و ملاطفت از ما پذيرائى كرد و از مقصود مسافرت پرسيد و بعد روى به من كرده گفت آيا در اندرون راحت هستيد ؟ و وعده داد كه شرابى هم براى ما بفرستد . من در اين فكر بودم كه اقلا چند روزى از نوشيدن دوغ ترش خلاص خواهم شد . اما مارسل گفت ما مشروبات الكلى صرف نمىكنيم ، بخصوص حالا كه تابستان و هوا گرم است . از اين جواب بشاشتى در چهرهء حاكم نمودار شد ، زيرا از زحمتى خلاص گرديد . البته براى كسى كه صرف مشروبات الكلى را در اين شهر به احترام امامزاده ممنوع كرده و هركس را كه مرتكب شود به چوب مىبندد ، بيرون آوردن بطرى شراب از زيرزمين خودش خالى از اشكال نيست .
5 اوت [ 9 رمضان ] - با وجود گرماى طاقتفرسا من بسى خوشوقتم كه در شهرى هستم كه نعمت به حد وفور وجود دارد و زندگانى چند روز قبل را به خاطر مىآورم كه چگونه گرفتار رنج و مرارت بوديم و حالت غمانگيزى به من دست داده بود . چقدر وضع زندگانى در اين كشور تغيير پيدا مىكند ! گاهى انسان در وفور نعمت و راحتى است و زمانى به منتها درجه مصيبت و مشقت مبتلا مىگردد . اكنون من راحت شدهام و توانستهام دو دفعه پايم را با دوا داغ كنم . زخم تا حدى رو به بهبودى گذارده و مىتوانم چندين ساعت پياده راه بروم و به تماشاى مقابر شيخان و ساير ابنيه پردازم . مقابر شيخان عبارت از سه برج بزرگ است كه در باغ مشجرى واقع و در دورهء مغول ساخته شده است . سنگفرش و دروپنجرهء آنها ، از ميان رفته ولى زينتهاى گچبرى ظريف كه در اطراف درگاههاى بيضى شكل انجام يافته هنوز به حالت خود باقى است .
زيارت مقابر شيوخ [ شيخان ] ، به گردشها و سياحت خارج شهر ما خاتمه داد و چون ديگر در قم كارى نداشتيم تصميم گرفتيم كه با اولين كاروان بهطرف كاشان حركت كنيم .
حاكم شبنشينى مجللى به افتخار ما فراهم ساخت . در ميان باغى بوديم كه به واسطهء
سفرهاى ناصر الدين شاه به قم ( فارسى ) — صفحة 246
مساهمون: ناصر الدين شاه قاجار
ص٢٤٦