از اينجا به بعد قيافهء غمانگيز و خراب شهر قم عوض مىشد و ما وارد بازارهاى متعدد ديگرى شديم كه همه تميز بودند و وضع آبرومندى داشتند در دكانهاى اين بازارها ، كالاهاى مختلفى از قبيل انواع زينهاى اسب ، كالاى چرمى ، ظروف سفالى و گلى و قماش فروخته مىشد . اما از دكانهاى رنگرزى كه در همهء شهرهاى ايران وجود داشت در قم اثرى نبود . آخرين بازار منتهى به دروازهاى مىگشت كه با گذشتن از آن به يك پل سنگى بزرگ ، روى رودخانهء خشك و بدون آب قم مىرسيديم و چاپارخانه نيز در همين جا واقع بود . از بالاى بام چاپارخانه كه در محل مناسبى قرار داشت منظرهء شهر قم ديدنى بود ، در وسط شهر بيش از همه بناى آرامگاه حضرت معصومه و گنبد طلايىرنگ آن به چشم مىخورد . قسمتى از بناى آرامگاه و مخصوصا گنبد طلايى آن در زمان فتحعلى شاه قاجار ساخته شده است ، قبور چند نفر از سلاطين قاجار و سلاطين سلسلههاى قبل از قاجار در جوار آرامگاه حضرت معصومه است . اين آرامگاه از نظر ايرانيان خيلى محترم است . و صحن و بناى آنكه « بست » و « تحصنگاه » است ، مأمن هركس با هر جرمى مىباشد و اگر مجرمى به آنجا پناه برد از تعرض ، مصون خواهد ماند و كسى نمىتواند وى را دستگير كند .
موقوفات آرامگاه حضرت معصومه بسيار زياد است و اموال منقول و غير منقول زيادى در اختيار آستانه است ، از جمله در حدود چهار صد قنديل طلا در حرم و شبستان مسجد آن وجود دارد كه بيشتر اين قنديلها جواهرنشان هستند . تعداد فراشان و كاركنان آستانه در حدود 700 نفر بودند كه اميركبير عدهء آنها را به چهار صد نفر تقليل داد .
علاوه بر حضرت معصومه ، قم و حومهء آن بهطورى كه گفتهاند داراى چهار صد و چهل و چهار امامزاده ديگر است كه همهء آنها به نسبت اهميت ، ساختمان و گنبد دارند .
از اينرو قم شهر مقدسى بهشمار مىرود و مرتبا سيل زوّار از اطراف ايران به سوى آن روان است و بالطبع يك چنين شهرى نمىتواند نسبت به مسيحيان احساس خوبى داشته باشد . و در بازار قم ، كسبه پول را با احتياط از دست ما مىگرفتند زيرا ما را نجس مىدانستند و مىگفتند پول با رطوبت دست آغشته شده و بههمين جهت نجس مىشود .
سفرهاى ناصر الدين شاه به قم ( فارسى ) — صفحة 217
مساهمون: ناصر الدين شاه قاجار
ص٢١٧