تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرهاى ناصر الدين شاه به قم ( فارسى ) — صفحة 216

مساهمون:

ص٢١٦
به‌طرف دره‌هاى اطراف جارى مىشد . بعد از دو ساعت راه‌پيمايى به روستاى اصلى پازنگان 3 رسيديم ، ولى اين‌روستا بيشتر به ويرانه شبيه‌تر بود تا يك محل مسكونى ، در اينجا به كاروانى از زنان حرمسرا و كودكان شاهزاده طهماسب ميرزا 4 برخورد كرديم كه به دنبال كاروان شاهزاده به سوى شيراز مىرفتند . زنان شاهزاده در حجاب كامل ، سوار سه دستگاه كجاوه بودند و از فرط سرما مىلرزيدند . چند خواجه و فراش و فراشباشى شاهزاده در معيت آنها حركت مىكردند . تا اينجا مطابق حساب چاروادار سه فرسخ راه را پيموده بوديم و از اينجا به بعد راه ، گل‌آلود شده و اسبها به سختى قدم برمىداشتند . و در نزديكى قم ، ادامه مسافرت ما با ناراحتى مواجه شده بود ولى به هر صورت ممكن ، اين راه پيموده شد و با خوشحالى زياد شهر قم را در نزديكى خود يافتيم . نخست ، وارد حومهء شهر قم شديم كه نيمه ويران بود ، در اين قسمت ، چهار گنبد آسمانى رنگ نوك‌تيز خودنمايى مىكرد ، كه ساختمان آنها متعلق به قرون پيش بود ، از دروازهء نسبتا كوچكى كه سر در آن مزّين به كاشيهاى آبىرنگ و كتيبه‌دار بود وارد شهر اصلى قم شديم . اين قسمت را ويران و خراب يافتيم . بعد از چند خانهء ويران و فروريخته به يك خانهء سالم و مسكونى رسيديم ، ولى مساجد و زيارتگاههاى آن ، همه سالم و ديدنى بودند . خيابانهاى شهر ، خاكى بود و سنگفرش نداشت . از اين‌رو با آمدن باران ، تمام اين خيابانها تبديل به دريايى از گل و لجن شده بود ، پس از گذشتن از يك خيابان پرلجن به يك ميدان كثيف و بىقواره رسيديم كه دورتادور آن دكانهاى محقرى وجود داشت و درين دكانها فقط ظروف سفالى و گلى عرضه مىشد . در وسط اين ميدان و كنار حوض خراب و ويران ، چند شتر زانو زده و مشغول نشخوار بودند . در طرف ديگر اين ميدان ، بازار نيمه ويرانى قرار داشت كه در دكانهاى كوچك آن ، كالاهاى بىاهميت و ناچيزى مىفروختند ، يك آسياب بادى هم در آنجا قرار داشت كه گندمها را آرد مىكرد . بازار به ميدان محقّر و خراب ديگرى منتهى مىشد ، كه در وسط آن دروازه‌اى با دو گلدسته وجود داشت و گلدسته‌ها داراى كاشيكاريهاى زيبايى بودند .