به تذكار نمىدانم كه در اين نوشته كاملا اسرار شغل خود را نگاه داشته و نسبت به ناصر الدين شاه كه مردى تيزهوش و خوشذات بود و در تمام حوادث به من نيكى كرده است رعايت كمال احترام را نمودهام » . 3
ناصر الدين شاه نيز در خاطرات روز پنجشنبه 3 ذيحجهء سفر سوم فرنگستان خود در زمان اقامت در فرانسه در اين مورد چنين مىنويسد :
« ناهار را منزل خورديم ، طولوزان يك حكيمى آورد حضور كه اسمش فووريه بود ، اين حكيم فرانسهايست ، فرانسهها اين را چندى داده بودند به رئيس پرنس مونتنگرو ، مدتى آنجا بوده ، حالا آمده است ، لباس نظامى پوشيده بود ، معلوم مىشود حكيم نظامى است ، جوان خوشقد ، خوش تركيب ، خوشبنيه ، خوشصورت زرنگى است . چون طولوزان مىخواهد چند ماهى در پاريس باشد ، از ترس اينكه مبادا در نبودن او حكيمى از غير از فرانسه براى ما بياورند اين حكيم را آورده بودند ، كه نايب خودش بكند پيش ما ، تا خودش بيايد ، ما هم قبول كرديم و قرار شد با ما تا تهران بيايد 4 »
[ خاطرات دكتر فووريه ] :
10 مه - 13 شوال
امروز مادر وليعهد مظفر الدين ميرزا در اندرون فوت كرد . وقتى كه من رسيدم شكوه السلطنه در حال احتضار بود و هيچ مداخله و معالجهاى فايده نداشت .
از مشهد چنين خبر مىرسد كه و با كه از مدتى قبل در افغانستان ظاهر شده بود از هرات رو به مشهد مىآيد حتى به خاك ايران هم رسيده و در تربت شيخ جام ظاهر شده است .
11 مه - 14 شوال [ 1305 ]
شاه به عنوان مقدمهء سفر به عشرتآباد رفته و 48 ساعت در آنجا مانده است و اين عادت اوست كه قبل از شروع به مسافرتى طويل ، چنين سفرهاى كوتاهى مىكند تا ببيند كه اثاثهء اردو كامل و اسباب حركت مجهز و آماده است يا نه و اگر نيست نواقص را به مامورين گوشزد كند .