غير از حيوانات باركش ، قريب به دويست و پنجاه زن از نسوان حرم نيز با ما همراه بودند .
عايشه خانم با اينكه يك تخته پنبه روى چشمان خود گرفته چون خواسته است كه از زنان ديگر عقب نماند با زحمت زياد مسافرت مىكند و تمام وحشت او اينست كه مبادا زنى ديگر جاى او را بگيرد . عجب اينست كه هيچ اتفاقى نمىتواند جلوى اين قبيل خيالات جنس زن را بگيرد . داستان امينه اقدس نابينا و فالج و سفر پر از زحمت او در ركاب شاه كه سابقا به آن اشاره كرديم يكى ديگر از همين قبيل نمونههاست . اين خانم هم فرصت را از دست نداده و جزء ملتزمين ركاب است ، ولى اين دفعه در كالسكه است و از سفر با اسب صرفنظر كرده تمام سعى اين زنان اينست كه اگر هم مورد علاقه شاه نيستند باز به او نزديك باشند تا در عداد فراموش شدگان به شمار نروند و به اين ترتيب از او جلب عنايتى كنند .
پس از آنكه از كاروانسراى حسنآباد گذشتيم به چادرهاى اردو كه آنها را در طرفين جاده در روى زمين مرطوب زده بودند ، فرود آمديم من چادرهاى خود را به نقطهء بلندى بردم تا از رطوبت محفوظ باشم ولى اين عمل فايدهاى نداشت ، ناچار از راه احتياط چند دسىگرم سولفات دوكنين خوردم و قدرى از آن را هم به نوكران خود دادم .
در زبان فرانسه مثل است كه : « اگر مىخواهى كه راهى دور و دراز به روى اول مركوب خود را مجهز ساز » بههمين نظر چو حال در مرحلهء اول سفر هستيم بايد احتياطات لازمه را رعايت كرد چه اگر تب شما را گرفت محكم مىچسبد و به آسانى از شر آن رهايى نخواهيد يافت .
20 مه - 23 شوال
راه از منظريه تا قم مستقيم است ، فقط در وسط راه قدرى منحرف مىشود تا از روى پل دلاك بگذرد . اين پل به قول مشهور كار يك نفر دلاك است .
در منتهى اليه راه گنبد طلا و منارههاى مزار حضرت فاطمهء معصومه ساخته شده .
وجود اين مزار در اين نقطه بر آن ، باعث آمده است كه شيعيان از جميع نقاط اموات خود