تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرهاى ناصر الدين شاه به قم ( فارسى ) — صفحة 201

مساهمون:

ص٢٠١
امين السلطان رفتم . قبر امين حضرت بيچاره را در گوشهء آن محوطه يافتم . چون با او دوست بودم . فاتحه خواندم . خيلى متألم شدم . از آنجا به مقبرهء خاقان مغفور رفته منزل آمدم . عصر يك « آرتيكل » مفصلى در تمجيد ابنيهء امين السلطان در عرض راه قم نوشتم . بعد سوار شدم تا خاك خلج به تفرج رفتم . مغرب مراجعت نمودم . سه‌شنبه 24 [ شوال ] - امروز صبح به‌طرف اردو رفتم . اخبارى كه براى روزنامه ايران نوشته بودم و همه تمجيد امين السلطان بود دادم خودش خواند . بعد حضور شاه رفتم . همان « آرتيكل » را به نظر مبارك رساندم . به محمد على خان پسر حاجى خازن الملك دادند بخواند . اين پسره نتوانست درست بخواند . به ابو الحسن خان 11 فخر الملك دادند قرائت نمايد . بالنسبه بهتر بود . ديدم زحمتى كه در نوشتن اين « آرتيكل » كشيدم خود وزير اعظم كه نفهميد حالا در حضور همايون هم به هدر مىرود . عرض كردم اين‌چنين « آرتيكل » الحال قوهء احدى از اهل ايران نيست بنويسد و معين است از حسن تربيت شاهانه است . اين حضارى كه اينجا هستند هرگاه نفهمند تقصير من نيست كه باوجود مثل مشهور ، خودم تعريف خودم را بكنم . شاه فرمودند من مىدانم و مىفهمم تحريرات ترا ، و خيلى تمجيد دارد . اكبر خان نايب ناظر عرض كرد اين‌كه ما ساكت بوديم نمىفهميديم ، و نفهميدن هم تقصير ما نيست . خيلى از حرف او ممنون شدم . بعد منزل آمدم . نزديك مغرب حرم مشرف شدم . به اردو رفتم . بعد از شام شرفياب شدم . جز من و مجد الدوله و اكبر خان كسى نبود . تا ساعت چهار و نيم خدمت شاه بودم . بعد منزل آمدم . يكشنبه 25 [ شوال ] - روز ورود تلگراف به تهران زدم . هنوز جواب نيامده . حالت جنون دارم . عهد كردم ديگر تلگراف نكنم . در قم حمام تميز پيدا نمىشود . خانهء سيد تقى چراغچى حضرت حمام داشت كه قدرى تميز بود . آنجا حمام رفتم . بعد به حرم رفتم . شاه تشريف آوردند . در ركاب شاه به خانهء ملكى امين السلطان رفتيم . بيرونى او تمام شده بود . اندرونى او را مىسازند . خيلى بناى عالى است از آنجا خانهء حاكم كه عباس ميرزا پسر اعتضاد الدوله از فخر الملوك دختر بزرگ شاه است رفتيم . شاه امروز آنجا مهمان هستند . لقب پدرش كه اعتضاد الدوله باشد به او مرحمت شد . بعد از ناهار