تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرهاى ناصر الدين شاه به قم ( فارسى ) — صفحة 199

مساهمون:

ص١٩٩
در اين خيال نيستند كه به اهل اردو چه مىگذرد . عصر به حضور همايون رفتم . سراپرده به بدترين جاها زدند . امين السلطان شهر مانده بود . امروز عصر وارد اردو شدند . نريمان خان و امين الملك 9 و نصرت الدوله و غيره همراه ايشان به اردو آمدند . دوشنبه 19 [ شوال ] - امروز از منزل حركت كرده قدرى جلوتر آمدم . ناهارگاه منتظر موكب همايون شدم . تشريف آوردند . سر ناهار بودم . بعد منزل آمدم كه قلعهء محمد على خان است . وارد شدم باد و طوفان غريبى بود . دو مرتبه در عشرت‌آباد شاه به من فرمودند با دكتر فوريه به جهت معالچه چشم عايشه خانم اندرون بروم . هرقدر حكيم الممالك و سايرين از رفتن حرم‌خانه خوشحالند من ، نفرت دارم . امروز دو نفر فراش به احضار من آمد . من باد و طوفان را بهانه كردم قدرى تأمل كردم . بعد ناچار براى رفع تكليف به منزل عزيز خان خواجه رفتم . خوشبختانه دير رفتن من سبب شد كه ميرزا نظام مهندس الممالك مترجم مخصوص امين السلطان همراه فوريه به حرم‌خانه رفته بود و اين كمال تناسب را داشت . چون‌كه عزيز خان از خواص امين السلطان ، لابد خانمش هم به طرف امين السلطان است . ميرزا نظام هم مترجم امين السلطان است و به او اين كار چسبنده‌تر است از من . از آنجا منزل آغا على خواجهء انيس الدوله رفتم . اظهار بندگى نمودم . در ميان حرم‌هاى شاه كسى كه به من اظهار لطفى دارد و به اهل خانهء من دوست است انيس الدوله است و چون اين زن را پاك‌دامن و شاه‌شناس و دوست شاه مىدانم ارادت مىورزم . از منزل آقا على خواجه منزل امين السلطان رفتم . بعد منزل آمدم . سه‌شنبه 20 [ شوال ] - صبح بعد از رفتن و راه انداختن باروبنه به‌طرف علىآباد حركت كرديم . سر ناهار شاه بودم . بعد ناهار را مهمانخانه صرف نمودم . ناظر خلوت هم در اينجا منزل كرده بود . بعد از ناهار خوابيدم كه صداى اشتلم 10 و بدگوئى ميرزا سيد ابراهيم نوكر امين السلطان كه مباشر املاك او است بلند شد . پرسيده بود در اين اطاق كى منزل نموده . نوكرش گفته بود فلانى . در را شكسته وارد شد . بناى پرخاش را گذاشت . من در خود يك حوصله ديدم كه در معاويه تصور نمىكردم . هرقدر او اشتلم كرد ، من مهربانى نمودم تا خجل شد و رفت . اى كاش در اغلب امورات انسان چنين كند .