جناب امين السلطان هم با ساير ملتزمين سواره از عقب كالسكهء ما مىآمدند . گرد و خاك غريبى برخاسته بود ، همهجا آمده از در صحن جديد امين السلطان پياده شده و داخل شديم صحن را خيلى خوب ساختهاند . از آئينهكارى و حجارى و سنگهاى مرمر عظيم كمال امتياز را دارد ، حوض آبى هم در وسط صحن ساختهاند ، كه آب جارى داشت ، متولىباشى خودش به عتبات عاليات رفته ، برادرش كه نايب التوليه است با خدام آستانه و علماى قم جنابان آقا حسين و امام جمعه و آقا عبد الله در صحن حاضر بودند . رفتيم به حرم مطهر زيارت كرديم و توى حرم هواى خنك خوبى داشت . بعد از زيارت آمديم به صحن كهنه و رفتيم به سر مقبرهء مرحومهء مهد عليا والدهء شاه و شاه مرحوم و خاقان مغفور . بعد رفتيم به اندرون عمارت قديم و از آنجا بيرون آمده رفتيم به سراپرده .
سراپردههاى ما را توى باغ متولىباشى كنار رودخانه زدهاند ، باغ مشجّر باصفائى است .
قدرى استراحت كرديم .
محمد حسن خان حاكم كاشان با پسرش على اكبر خان كه از كاشان آمدهاند به حضور رسيدند .
روز شنبه بيست و چهارم [ شوال ] :
امروز در قم توقف كرديم هواى قم هم خيلى گرم است ، امين السلطنه نوشتجات زيادى و بروات و كتابچههاى دستور العمل هذه السنه ولايات را امروز به حضور آورد .
كتابچهها را تمام خودمان خوانده صحه گذاشتيم ، بعد از ناهار هم امين الملك باز بروات و كتابچهء دستور العمل به حضور آورد مدتى مشغول ملاحظه اينها بوديم . بعد قدرى استراحت كرده ، دو ساعت به غروب مانده به زيارت رفتيم .
روز يكشنبه بيست و پنجم [ شوال ] :
امروز چون بعضى از علماى قم بايد به حضور بيايند و هواى سراپرده خيلى گرم است ، قرار داديم به خانهء فخر الملوك كه البته هوايش از چادر بهتر است برويم . صبح