تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرهاى ناصر الدين شاه به قم ( فارسى ) — صفحة 106

مساهمون:

ص١٠٦
بودند . تماشا كردند ، زيارت كرديم . در با [ لا ] ى سر نماز خوانديم . بعد از در صحن امين السلطان بيرون رفتيم ، همين‌طور پياده به قدر هفتصد هشتصد قدم راه بود ، رفتيم تا رسيديم به خانهء اعتضاد الدوله ، زن و مرد زيادى دو طرف كوچه ايستاده بودند ، از نزديك ما را درست تماشا كردند ، رسيديم به خانهء اعتضاد الدوله ، اول به يك حياط كثيفى رسيديم ، من خيال كردم ديوانخانه همين است ، شاهزاده‌هاى قم و اشراف قم و ريش سفيدان ايلات قم و شاهسون بغدادى جمعى را اعتضاد الدوله جمع كرده بود ، شاهزاده‌هاى قم خيلى كثيف ، فقير و بيچاره‌اند ، آنها را ديديم ، اسامى آنها را ان شاء الله بعد مىنويسم . بعد رفتيم توى ديوانخانه ، باغى است ، درخت انار و زبان گنجشك و غيره دارد ، حوض دارد ، اما آب جارى ندارد ، يك كلاه فرنگى وسط انداخته‌اند و اطاقهاى دراز از اين طرف ، آن طرف ساخته‌اند كه نشيمن همان اطاقهاى دراز است . رفتيم در اطاق نشستيم . ديگر ميز و صندلى و شكل و عكس به همان سليقه‌ها كه اعتضاد الدوله دارد در اطاق چيده است . قدرى نشستيم ، بعد رفتيم اندرون . فخر الملوك حياط كوچك قشنگى دارد ، فخر الملوك دو تا عروس هم دارد . براى پسرهاش صيغه كرده است ، پسرهاى فخر الملوك هم بودند ، يكى از اين صيغه‌هاى پسرش شاهزاده است ، دختر نور الدهر ميرزا نوهء همايون ميرزا است ، هر دو آمدند ، بزكهاى عجيب و غريب كرده بودند ، هر دو گنده و يك جورند دو تا پروانهء الماس هم به عروسها دادم ، بعد بيرون آمده ، باز پياده آمديم ، جمعيت زياد همان‌طور ايستاده بودند ، ما را تماشا مىكردند . آمديم باز از در صحن امين السلطان وارد شديم ، صحن قورق بود ، حرم زيارت بودند ، تعجيل كرديم ، خواجه‌ها حرم را آوردند اندرون ، كه مردم بيايند زيارت . بعد رفتيم پشت‌بام ، موزيكان را عصرها لب رودخانه توى صحرائى مىزنند ، آن‌قدر زن و مرد قمى جمع شده بودند كه حساب نداشت ، تماشاى موزيكان را مىكردند ، گفتم دو تا بالون آوردند توى گردى موزيكانچىها هوا كردند ، بالون اولى را مردم خيلى تعجب كردند و
سفرهاى ناصر الدين شاه به قم ( فارسى ) — صفحة 106 | ناصر الدين شاه قاجار / فاطمه قاضيها