ساخته است ، خيلى كاروانسراى خوبى است . يك سردرى هم ساخته است ، جلوش باغچه كوچكى ساخته است . طرف دست چپ هم يك قراولخانه جلو كاروانسرا ساخته است . براى سوارهاى قرهسوران . بين راه هم سى نفر از سوارهاى قرهسوران كه از اينجا تا قم مىنشينند با سركردهشان كه اسمش رستم بيك است ، ايستاده بودند . در حقيقت سوارهاى خوب و جوانهاى خوب بودند . اسبهاى خوب داشتند ، خيلى تماشا داشتند .
خلاصه حاجى محمد حسن خودش هم جلو كاروانسرا ايستاده بود ، شال و پول پيشكش آورده بود . امين السلطان هم پياده شده بود . پهلوش ايستاده بود . حاجى آدينه محمد بيك عرب ميش مست هم كه در انيسآباد مىنشيند دم كاروانسرا ايستاده بود ، پيرمرد قد بلندى است ، ريش سفيد دارد . بهنظر من نود سال بايد داشته باشد ، اما خيلى زرنگ و بابنيه است . هيچ معلوم نيست كه اينقدر سن دارد . با او قدرى صحبت كرديم .
بعد قدرى رانديم ، رسيديم به منزل . منزل را جلو مهمانخانه زدهاند ، يك مهمانخانه دارد ، مثل مهمانخانههاى قزوين . مهمانخانه را توى اندرون انداختهاند . چادر هم زده بودند .
چادر ما را بيرون زدهاند . چهار ساعت به غروب مانده وارد منزل شديم . يك ساعتى هم خوابيدم . عزيز السلطان كه از ما جلو رفته بود ، وقتى وارد سراپرده شديم ديدم عزيز السلطان نيست . وقتى رسيده بودند به لشآب ، آقا مردك او را برده بود سربالا ، يك حواصيل 37 بزرگ و يك اردك و دو تا پارت 38 آقا مردك زده بود ، وقتى بيدار شديم ، عزيز السلطان آمده بود بازى مىكرد . ميرآخور ، كشيكچىباشى ، علاء الدوله ، حاجب الدولهء جديد ، سارى اصلان ، حسينقلى خان ، برادرش ميرشكار و همهء آدمهايش آمدهاند . حاجى سرور خان ، آقا رضا ، آقا على ، آقا محمد خان ، حاجى صالح ، حاجى محبوب ، آقا احمد ، حاجى فيروز ، بشير انيس الدوله ، حاجى سعيد ، حاجى الماس ، آقا مندل سه لنگ 39 [ ؟ ] هم امشب از شهر آمد . حاجى آقا و قليچ ، جهانگير پسر شاه پلنگ و غلام بچههاى عزيز السلطان همه هستند . چركى دختر باغبانباشى ، زرينتاج ، چهره ، عجبناز ، غنچه ، گلصبا ، سلطان ، خانمى ، حاجى ابراهيم هستند . اقبال الدوله و ابراهيم خان كاشى هم آمدهاند . امروز امين السلطنه همينكه شنيده است مىرويم قم . از سر
سفرهاى ناصر الدين شاه به قم ( فارسى ) — صفحة 89
مساهمون: ناصر الدين شاه قاجار
ص٨٩