كه منزل امروز است هم از جزء پشاپويه است . در اين بلوك دهات خالصهء خوب هست ، بلوك پشاپويه عرضش كم است ، اما خيلى طولانى و مطول است .
خلاصه گرسنه بودم ، ناهار آوردند ، ناهار خوبى الحمد لله خورديم ، عزيز السلطان را هم ناهار داديم ، خورد . مجد الدوله هم پيش از ما آمده بود ، يك تپه آن طرفتر از ما آفتابگردان زده بود ، ناهار خورده بود ، آمد .
اعتماد السلطنه و طولوزان و دندانساز بودند ، اعتماد السلطنه و تولوزان روزنامه خواندند . مجد الدوله ، جعفرى ، اكبرى ، آقا مردك ، ابو الحسن خان ، اديب ، برادر اديب ، حسن باباىباشى ، قهوهچىباشى ، ميرزا محمد خان و غيره بودند . ميرزا محمد خان ديشب از شهر آمده است ، مىگفت سيد ابو القاسم سكتهء جزئى كرده است ، نايب حسين بابا هم شهر مانده است ، به علت اينكه چند روز قبل شب تاريك در خانهء خودشان توى حوض افتاده است ، پايش زخم شده است ، هنوز معالجه مىكند . محمد على خان پسر خازن الملك هم بود . معير الممالك هم آمده است ، با آقامسى ديده شدند . بعد از ناهار عزيز السلطان جلوتر از ما رفت . ما هم پياده از كوه پايين آمديم ، كالسكهها دور ايستاده بودند ، سوار اسب شديم تا دم كالسكه ، بعد سوار كالسكه شده رانديم ، از تپه ماهورها گذشتيم ، افتاديم به جلگهء پشاپويه ، قدرى كه رانديم از پل بسيار خوب ديگر گذشتيم كه اين را هم امين السلطان مرحوم ساخته است . رودخانهء كرج از زير اين پل مىگذرد ، طرف ست چپ ده كنارگرد خالصه زيان 34 بيجين 35 و دهات ديگر خيلى بود رانديم ، به يك لشآب 36 رسيديم كه پلى هم روى لشآب ساخته بودند . پل قدرى خراب شده بود ، اين لشآب از آدران خالصه مىآيد و اين پل در روى اين لشآب خيلى لازم است ، كه هركس ندانسته بزند به لشآب ، فرو مىرود و بيرون آمدنش خيلى مشكل است .
امروز خيلى آدمها ندانسته زدند و فرو رفتند ، از آن جمله يكى اسرافيل خان بود كه زد به لشآب ، كم مانده بود كه فروبرود ، دوباره برگشت .
از پل گذشتيم ، قدرى كه رانديم رسيديم به حسنآباد ، اول حسنآباد دو ميدان به ده مانده ، حاجى محمد حسن كمپانى ، امين دار الضرب ، يك كاروانسراى معتبر بسيار خوبى
سفرهاى ناصر الدين شاه به قم ( فارسى ) — صفحة 88
مساهمون: ناصر الدين شاه قاجار
ص٨٨