تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرهاى ناصر الدين شاه به قم ( فارسى ) — صفحة 85

مساهمون:

ص٨٥
سوار كالسكه شده برويم باغ عمادآورد 21 عضد الملك ، ناهار بخوريم . در اين بين دو دسته حرم رسيدند . كالسكه و سوار و غلام پر شد ، توى كوچه يك قال مقالى شد . امين السلطان ، مجد الدوله ، امين حضور ، كشيكچىباشى و غيره پيش من ايستاده بودند . عزيز السلطان هم پيش از حرم رفته بود باغ والدهء شاه . بعد جزئى نظمى داده شد . كالسكه‌ها را پس‌وپيش كردند ، ما هم رفتيم باغ ، ديدم حرم را برده‌اند توى عمارت . گفتم چرا اينجا آمديد ، برويد باغ . انيس الدوله ، امين اقدس ، شمس الدوله ، فخر الدوله ، قمر سلطان خانم ، عايشه خانم ، ليلا خانم ، ايران الملوك ، اقل‌بكه و كنيزها بودند . قدرى توى باغ گردش كرديم ، باغ خيلى باصفا بود ، بعد بيرون آمديم ، سوار كالسكه شده رانديم براى عمادآورد ، امين السلطان باغ و كوچه و خانه‌ها را خراب كرده است ، خيابانى ساخته است ، نزديك باغ هم عضد الملك خيابان‌بندى درست كرده است ، من پانزده سال پيش از اين اينجا آمده بودم ، اين خيابان‌بندى يادم بود . بعد كالسكه از يك گودال بلندى گذشت ، خدا رحم كرد . بعد در باغ پياده شديم ، داخل شديم . عضد الملك همه‌جا در راه چند قدم فاصله ، پنج نفر ، شش نفر ، قجر بازداشته بود ، خان يك عمارت خفهء كثيف 22 دلتنگى ساخته است . زير حوضخانه و بالاش بالاخانه ، سقفهاش هم ريخته بود ، باغش هم خيلى بزرگ است ، آفتاب‌گردان ما را وسط باغ زده بودند . رفتيم ، خيلى هم گرسنه بودم ، همين‌كه داخل آفتاب‌گردان شديم بوى گوزكلاغ 23 توى چادر پر شده بود كه آدم قى مىكرد ، دادم آفتاب‌گردان را بردند جاى ديگر زدند . ناهار خورديم ، بعد از ناهار توى باغ قدرى راه رفته با امين السلطان بعضى فرمايشات بود ، كرديم و بعد سوار شده رانديم براى كهريزك . قدرى كه از توى جاده رانديم ، دست چپ ده بهشتى خالصه ديده شد كه سپرده به سقاباشى است . قدرى بالاتر ، چسبيده به جاده ، ده خيرآباد است ، كه نصف آن از معز الدوله 24 و نصف ديگر مال حاجى محمد صادق تاجر كاشى است . محمودآباد خالصه كه به ملك الاطبا 25 تيول داده شده است ، پشت همين خيرآباد است . رانديم ، وارد كهريزك شديم .