تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه گوهر مقصود ( فارسى ) — صفحة 45

مساهمون:

ص٤٥
بعد ، از آدم مرده چه نمازى و از شخص كشته چه نيازى ؟ » تصديقم نمودند ، قدرى آهسته‌تر رفتيم . ده دقيقه به طلوع آفتاب مانده بود ، ديديم به آب نمىرسيم ، پياده شده با تيمّم فريضهء صبح را ادا نموديم . بعد سوار شده ، يك ربع از آفتاب گذشته به فخرداود رسيديم . رفقا در قهوه‌خانه مشغول خوردن چاهى شدند . هوا هم سرد بود . حقير هم تطهيرى نموده ، وضو گرفته به قرائت قرآن مشغول شديم .

جمعه چهاردهم شعبان المعظم

- سه ربع از آفتاب گذشته به طرف شريف‌آباد « 1 » حركت كرده ، روانه شديم . چون امشب شب نيمهء شعبان و ليلهء برات آزادگان است در خاطر خود مخمّر داريم كه تن ضعيف را به آن مقام منيف و بار عصيان را به آن آستان بكشانيم . پس با پريشانى احوال شدّ رحال نموديم و به سرعت روانه گرديديم و به سورچى التماس مىنمودم كه زورق امّيد ما را به زودى به ساحل مقصود برساند زيرا كه گفته‌اند :
وعدهء وصل چون شود نزديك * آتش شوق تيزتر گردد
- به تعجيل آمديم سه ساعت و نيم از دسته گذشته وارد شريف‌آباد شديم . و شريف‌آباد در ميان درّهء وسيعى واقع است . استخر بزرگى داشت . خانه و عمارت و قريب بيست باب دكان و كاروانسرا و معمورهء خوبى ديده شد . در جنب قهوه‌خانه گارى توقف نمود ، پياده شديم . چاپار كه همراه ما بود ، گفت : « قدرى در اينجا توقف كنيد و نهار هم بخوريد بعد روانه مىشويم . » گفتم : « اى مرد از براى خداوند ، امشب شب جمعهء نيمهء شعبان است بايد زود برويم ، شايد از براى عصرى به حريم قربش راه يابيم . » او هم سورچى ديگر را ديده فورا اسب
هامش
( 1 ) . شريف‌آباد : دهى از دهستان پيوه ژن بخش فريمان شهرستان مشهد . . . راه شوسه سابق تهران مشهد از اين ده عبور مىكرده . « لغت نامه »