تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه گوهر مقصود ( فارسى ) — صفحة 44

مساهمون:

ص٤٤
بديهى است كه آن آثار بىمؤثر نيست . جهت آن است كه منتسب به اوست و هرچه هست از اوست . بارى از آن بقعهء مباركه بيرون آمديم . همچه اظهار داشتند كه چشمهء آبى از اعجاز آن حضرت ظاهر شده ، او را هم از روى ارادت زيارت بايد . بعد داخل سردابى شده ، چشمهء آبى ديديم ، بسيار نيكو و خوشبو كه مىتوان گفت جنّت از مفارقتش از چشمهء چشمش كوثرى جارى و تسنيم « 1 » از متابعتش سر تسليم و خوشگوارى دارند . از براى دفع آلام و اسقام ظاهريه و باطنيه از آن آب خورديم و استشفاء نموديم . حقير جامى پر كردم ، لبش بوسيدم و در كام خشكيده كشيدم . دانستم كه آب از جوى اوست و اين ساغر از سبوى اوست . مخمورانه از آن مكان به قهوه‌خانه مراجعت نموديم . منازعه ، فيما بين جمعى بود ، اهالى آنجا استشهادى نوشتند و از ما شهادتى خواستند ، ما هم از معلومات مقدارى گفتيم و مقدارى نوشتيم . - شش ساعت از شب گذشته ، اسب به گارى بسته و همگى نشسته ، روانه فخر داود « 2 » شديم . بايد پنج فرسنگ مسافت طى نماييم . جوانى از طهران ، به عزم زيارت سلطان خراسان ، به آن مكان رسيده تب نموده بيهوش اوفتاده بود ، او را هم در گارى نشانيده با خود آورديم . سورچى به سرعت مىرفت باوجودى كه راه كوه و درّهء بسيار داشت ، خصوص از اوّل اذان صبح كه از براى نماز مىخواستيم خود را به آب و آبادى برسانيم ؛ سورچى چنان به سرعت مىرفت كه همهء ما ترسيديم . حقير به جناب مشير عرض نمودم كه « خداوند از ما نمازى خواسته به شرط حيات و قدرت . گمانم آن است كه اين سرعت گارى ما را از زندگى عرى و برى خواهد نمود .
هامش
( 1 ) . تسنيم : چشمه‌اى است در بهشت كه آب آن از بلندى فرو ريزد . قرآن كريم سوره مطففين ، آيات 27 و 28 . « لغت نامه » [ آبشارى در بهشت ] . ( 2 ) . فخرداود : در سه فرسخى شريف‌آباد در پهلوى راه قريهء فخرداود است كوهى كه در محاذى فخرداود است برس‌كت‌كن نام دارد . مطلع الشمس ، ج 3 ، ص 27 .
سفرنامه گوهر مقصود ( فارسى ) — صفحة 44 | آقا سيد مصطفى تهرانى ( ميرخانى ) / زهرا ميرخانى