آنچه توانستند از اسائهء ادب منظور داشتند . بعد ، آن دو آفتاب سپهر اسلاميت را يكى به طرف عربستان « 1 » و ديگرى به طرف خراسان تبعيد نمودند « 2 » و مابقى از نفوس زكيّه را به كند و زنجير ، اسير و حقير داشتند و به قسمى در محبس به آن بيچارگان سخت گرفته بودند كه زبان را ياراى تقرير نيست و مانند اهل بيت عصمت به اندازهاى در حبس صدمه خوردند كه عبيد اللّه از عمل آنان شرمگين گرديد .
[ وضعيت شهداى بمباران مجلس ]
و امّا آن شهيدان حرّيت كه از روى سعادت در راه ملّت جان دادند ، كشتههاى آن مظلومان در مسجد و خيابان به روى هم اوفتاده ، سركردههاى روسى با قزاقهاى دولتى و جمعى از طايفهء سيلاخورىها « 3 » سواره و پياده با اسب و استر در مسجد و مدرسه در آمدند . كشتههاى مسلمانان را برهنه و عريان [ و ] حجرات كه متعلق به طلبهها و علما بود ، همه را غارت و يغما نمودند .
مجلس شوراى ملّى را تمام غارت و خانههاى مسلمانان كه در اطراف بود از اموال و اسباب به يغما بردند و بعد از [ اين ] همه دنائت و نانجيبى ، كشتههاى مسلمانان را بعد از چند روز در چاه و مزبله ريختند و از عمل زشت چيزى فروگذار نكردند .
معذلك شما آنها را مسلمان مىخوانيد و آن نفوس زكيّه را تكفير مىكنيد .
[ مكافات ظلم و فرمايش پيامبر ( ص ) به سربازان اسلام ]
و امّا اين فوز عظيم كه شما منتظر هستيد به اين سلطان جابر برسد ، من در كمال قوّة قلب و استحكام عقيده منتظر هستيم دچار يك نكبت بزرگى و يك ادبار سختى بشود ، زيرا از به دو خلقت بشر تاكنون هركس به اينگونه امور قبيحه اقدام كرد ، عاقبت به ذلّت و
هامش
( 1 ) . بهبهانى سه روز در بند مىبود و پس از آن روانهء خاك كلهرش كردند « تاريخ مشروطهء ايران ، ص 661 »
( 2 ) . طباطبائى نيز از سه روز رها گرديده در ونك نشست ، و سپس آهنگ خراسان كرد . « همان مدرك »
( 3 ) . سيلاخورىها : منسوب به " سيلاخور " از تقسيمات حكومتى ولايت بروجرد .