هم تمام مسلمان بودند .
هيچكدام از آنها را از پاريس و فرانسه نياورده بودند و تمامى از مسلمانان ايران بودند .
همان آجر و گچ و مصالح كه در اين خانه به كار رفته است از همان مصالح مسجد و مدرسهء سپهسالار را ساختهاند و همان كسانى كه متصدّى امر بودند در مسجد و مدرسهء مذكور عامل بودند . همان كلمات نامربوط كه شما نسبت به اين خانه مىدهيد به مسجد و مدرسه هم بايد بگوييد .
پس مسجد و مدرسهء مسلمانان را كنيسه و معبد كفرستان بايد بگوييد . البته اين كلام كفر است .
و امّا اين مسلمانان بيچاره را كه فرقهء ظالّهء بابيه خوانديد ، در حقيقت از مروّت و انصاف دور و از قواعد شريعت بيرون بود ، به جهت آنكه قومى كه از روى غيرت و حميّت و قانون مذهب و شريعت ، متوسل به عروة الوثقى قرآن شوند [ و ] به حمايت دين و آيين و ترويج قوانين مقدسهء شرع و اجراى حدود الهى و حفظ بيضهء اسلام و آسايش انام و امر به معروف و نهى از منكر و زندگانى ملّت و توسعهء مملكت جان و مال خود را بذل نمودند « 1 » ، شايد كه به نور عدالت به سر منزل حقيقت و آدميّت رسيده ، خود را از قيد رقيّت اين ستمكاران نجات دهند ، آنها را بابى و لا مذهب خواندن از روى قانون هر مذهبى حرام و به عقيدهء هر صاحب وجدانى خلاف است . و بىجهت اينگونه مردم را تكفير كردن از بىعقلى و بىخردى است . باوجودى كه اقدامكنندگان در اين امر مقدس غالبا از دانشمندان علما و صلحا بودهاند .
اگر تكفير اينان را شما لازم بدانيد ، بايد اوّل سلسلهء جليلهء علما و روحانيون و رؤساى مذهب خودتان را تكفير نماييد ، در اين صورت شما مذهب خود را سرزنش و نكوهش نمودهايد و در واقع خود را توهين كردهايد و امّا اينكه فرموديد : نيّت مقدّس شاهنشاه چون معطوف به اين خير بزرگ گرديد ، البته به زودى به فوز عظيم و مقام عالى نايل خواهد شد . در حقيقت اين فرمايش شما زياده از كلمات مهملهء سابق شما محلّ تعجب
هامش
( 1 ) . اصل : نمودهاند .