شدگانند . پس بايد مسلمانان هم معانى كتاب خود را بدانند و بدان عمل نمايند . »
گفت : « بلى ظاهر آيات قرآن را مقدارى من هم مىدانم شما مقصود خود را بيان بفرماييد . »
گفتم : اين آيه را در قرآن در سورهء بقرهء آيهء 182 قرائت كردهاى كه خداوند مىفرمايد :
وَ لا تَأْكُلُوا أَمْوالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْباطِلِ وَ تُدْلُوا بِها إِلَى الْحُكَّامِ لِتَأْكُلُوا فَرِيقاً مِنْ أَمْوالِ النَّاسِ بِالْإِثْمِ وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ
« 1 » .
ظاهر آيهء وافى هدايه چنان است كه مىفرمايد : « مخوريد اموال خودتان را به باطل و حقوق مسلمانان را از دست آنها مگيريد و مدهيد به حكام جور ، كه سلاطين و پادشاهان روزگارند تا آنكه حكام و سلاطين به ظلم و جور تصرف در اموال مردم نمايند و به هواى نفس به مصارف باطله برسانند و شما داناييد به حال آنان . » و مصداق اين آيهء مباركه دلالت دارد ، هركس به هواى نفس و به شهوات آمال و آرزو و از روى جور و ظلم بخواهد ولايت در امور مسلمانان و امارت در مملكت ايشان داشته باشد و تصرف در اموال آنان نمايد تا شب و روز مست شهوات و غريق لذّات بوده و در قتل نفوس محترمه و نهب اموال محرّمه دريغ نداشته باشد ، البته به فرمودهء خدا و رسول و تصديق وجدان و عقول دفعش لازم و انفصالش واجب است .
زيرا كه وجود همچه ظالمى مخرّب شريعت و مضرّ نوع و مخلّ آسايش عباد است .
پس بر هر ذىشعورى لازم و بر هر صاحب عقلى واجب كه از براى بقاى نوع و دوام ملك و ترويج مذهب و شريعت ، اين مست هواپرست را از ميان بردارد ، تا " رتقوفتق " امور جمهور و امر و نهى امور مسلمانان و نظام ملك و ملّت و قوّت شريعت و شوكت دولت در كفّ كفايت كسى گذارند كه بتواند به رشتهء عقل و سوزن تدبير اوراق روابط امور مملكت را شيرازه نمايد .
بديهى است يك نفر سفّاك بىباكى به قهر و غلبه سلطنت مسلمانان را در عهده گيرد
هامش
( 1 ) . « و اموال يكديگر را به ناحق نخوريد ، و به داوران با [ رشوت از ] آن نزديكى نجوييد تا پارهاى از اموال مردم را آگاهانه به ناحق بخوريد » بقره 2 / 188 .