سلطنت داده تا نظام عالم را بدهند و حدود مملكت را نگاهدارى نمايند . و از سخنان شما بوى فساد مىآيد ، چنانچه سه سال است از اين سخنان كه در دهان مردمان افتاده ، مملكت ايران را خراب نموده و پادشاه را با رعيّت دشمن كرده و مردم را به جان يكديگر انداختهايد . »
قفقازى از سخنان خراسانى به غضب آمد و در كمال جوش و خروش به روى زانو نشست و خراسانى را ملامت و سرزنش نمود كه اين كلمات مهملات شما ، صحبت جاهلان و افسانهء كودكان است . اين عقايد از وظيفهء آدميّت و فريضهء انسانيت خارج است . اين فرقهء جابره را ، كه بر مردم حكومت مطلقه داده ؟ و اين طايفهء ظلمه را ، كه بر مسلمانان سلطنت داده كه فعّال ما يشاء و عامل به من يشاء بوده باشند ؟ در كدام كتاب و كدام سنّت اين حكم آمده كه هركس به قهر و غلبه بر عدهاى تسلط به هم رسانيد [ ه ] ، زيردستان خود را بندگان خود پندارد ؟ از سفك دماء و نهب اموال و سبى « 1 » اماء به هر مقدار كه ارادهء خود [ ش ] تعلق گيرد چيزى فرو نگذارد ؟ وجدان هر ذىحسّ و عقل هر ذىشعورى افعال و اعمال اين گروه را تقبيح مىكند ، چنانچه ضحاك و نمرود و شدّاد و فرعون و غيره به جز زشتى و قباحت ، اسمى از خود باقى نگذاشتند و به غير خط عار و ننگ بر صفحهء تاريخ خود چيزى ننگاشتند .
بديهى است هركس افعال هر قومى را دوست دارد با ايشان محشور خواهد بود و اعمال هر گروهى را كه نيكو پندارد در زمرهء آنان محسوب خواهد شد . شما كه در تعظيم و تجليل فرقهاى مىكوشيد كه يادگار ضحاك و باقىماندگان از اخلاق نمرود و شدّادند ، معلوم است كه ظلم ظالمين و جبر جابرين را تحسين مىنماييد و صفات رذيلهء آنان را نيكو مىپنداريد ، در اين صورت از آنها محسوب و با آنها محشور خواهيد بود . »
در آن حال صاحبخانه وحشت نمود كه فيما بين دو نفر ميهمان عزيزش گفتگو به مشاجرت رسيده و مصاحبت به مخاصمت انجاميده ، رو را به من نمود كه خوب است شما هم فرمايش بفرماييد و مضايقت گفتار را به مسالمت اطوار مبدل نماييد .
هامش
( 1 ) . اصل : صبى . سبى : برده كردن .