تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه گوهر مقصود ( فارسى ) — صفحة 309

مساهمون:

ص٣٠٩
ما ايرانيان و اروپاييان هر دو جزاى اعمال خود را دريافتيم و نتيجه جدّ و جهد خود را مشاهده نموديم . آنها با زحمت و تعب به راحتى رسيدند ، ما با تنبلى و تن‌پرورى به فلاكت اوفتاديم . مسلّم است وقتى كه سلاطين ما هزار زن در خانه نگاه دارند و با جوانان ساده ، به لهو و لعب بگذرانند و به خيال عيش‌ونوش روزگارى به غفلت بگذرانند و از حال ملّت و رعيت خبرى نگيرند و عالمان با ظالمان بسازند و دانايان ساكت نشينند و جاهلان متصدى امور گردند و خائنان امين ملّت شوند و گرگان چوپان رعيت شوند و دزدان حافظ مال مردم شوند و ناكسان فرمانفرمايى نمايند و بىدينان پيشواى مسلمانان شوند ؛ آنان را بهتر از اين حالى و احوالى نخواهد بود . اگر به تاريخ رجوع نماييد ملاحظه خواهيد فرمود كه هر قومى و ملتى كه سلسلهء قوميت آنها گسيخت و شيرازهء مليت آنها از هم پاره گرديد طابق النّعل بالنّعل « 1 » ، حالشان مانند حال ماها بود كه به اين جهت معدوم و مضمحل شدند . البته قاعده همين است .
از مكافات عمل غافل مشو * گندم از گندم برويد جو ز جو
در اين صورت تقدير را چه گناهى است و قضا را چه تقصيرى است ؟ « هرچه هست از قامت ناساز بىاندام ماست » تمام اين صدمات و زحمات كه بر ما رسيده و لطمات كه بر اسلام وارد آمده ، سبب آن ، همه آن بود كه علما از وظايف خود خارج شدند . همى به اسم سهم امام - عليه السلام - خمس و زكات از مردم گرفتند و خوردند و در منازل خود آرميدند و مردم را متذكر نساختند و متنبه ننمودند و بيدار نكردند و مردم را به كلمهء جامعهء « 2 » حقّه دعوت نكردند و ثمرات اتحاد را به مردم نگفتند ، همچنان كه عيسويان روحانيّانشان انجمنها كردند و محفلها آراستند و مردم را به كيش عيسويت دعوت نمودند . به عكس ، اينها يك نفر دعوت‌كننده به اطراف نفرستادند از همين جهت بود در پانصد سال قبل عدد نصارا از حيث نفوس علاوه از سيصد و پنجاه كرور نبود و امروز عدّهء آنها
هامش
( 1 ) . يعنى : « كاملا يكسان و برابرند . » ( 2 ) . اصل : جامه .